تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٥٧ - حوادث و دستورات الهى سبب امتحان الهى
مىشود اگر دانه گندم بگويد: دست به تركيب من نگذاريد كم كم فاسد مىشود. موجودات اگر بخواهند به كمال برسند بايد دست به تركيبشان بخورد. دانه گندم تركيبش به هم مىخورد و غذاى انسان مىشود و از اين به بعد مراحل ديگرى را طى مىكند كه اين مراحل نمود ديگر و پرده ديگرى از ربوبيت خداوندى است كه به اين صورت در مىآيد. البته همان هوش و استعداد كشاورز كه دانهى گندم را در زمين مىپاشد و آن را كشت مىكند به تعليم خداوند است. يك دستورى است كه از عالم گرفته است چون حكم جهان اين جورى است و در حقيقت كشاورز خاصيتى را فهميده است كه در طبيعت است ما طلبهها در كتابهايمان در منطق مىخوانيم: بدان كه آدمى را قوّه ايست درّاكه كه منتقش گردد در وى صور اشياء همچون آينه. انسان يك قوه ادراكى دارد كه اشياء در آن مثل آينه پيداست. ذهن انسان مانند آينه است. مخترعين، مكتشفين و صنعت گران در آينه ذهن خود از عالم طبيعت نقشهبردارى مىكنند. اين فرمولى است ك در طبيعت هست، منتها انسان به وسيله آينه وجودش كه همان ذهن اوست از آن استفاده مىكند.
صنعتگر از طبيعت نقشه مىگيرد
بزرگان مىگويند صنعت اقتباس از طبيعت است، صنعتگر از خود طبيعت نقشه مىگيرد. مىخواهم عرض كنم حتى كشاورز كه دانه گندم را مىپاشد و سبز مىشود. خيال نكنيد كه خدا دخالت نداشته است بلكه روش كار خداوند است كه ما اسباب كار مىشويم و اين مراحل طى مىشود. وقتى انسان مراحل كودكى را طى كرد و توانست خوب و بد را تشخيص دهد ديگر سرنوشت او به دست خودش طرح ريزى مىشود. مثلاً اگر اهل كوشش و فعاليت باشد سربلند و اگر بيمار و تنبل بود تو سرى خور خواهد شد. اگر دنبال علم و دانش برويم خود كفا مىشويم