تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٠ - قصههاى قرآن، عبرتِ خردمندان
قصههاى قرآن، عبرتِ خردمندان
بهتر است با استفاده از خود قرآن اين موضوع را بررسى كنيم. مىفرمايد:
(لَقَدْ كٰانَ فِي قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِأُولِي اَلْأَلْبٰابِ)[١]
يعنى در اين داستانهاى انبياء عليهم السلام عبرت است براى كسانى كه داراى لُب هستند، يعنى داراى مغز و عقل و حقيقت هستند. در معنى عبرت علماء گفتهاند كه: عبرت از عبور است، همانطوركه انسان وقتى روى پل مىرسد از آن عبور مىكند روى آن نمىماند و مىرود. خيلى از قضايا هم اسباب عبور ذهن ما هستند ما وقتى كه مىبينيم عدهاى جنازهاى را روى دوش خود به طرف قبرستان مىبرند فكر مىكنيم: اين آدمى بود كه تا چند روز قبل چقدر سر و صدا داشت و پر مدّعا بود و به قول خودمان چقدر برو و بيا داشت و حالا كارش به اينجا رسيده است كه جسد بىجانش بر دوش عدهاى به قبرستان انتقال داده مىشود. از اين قضيه ذهن عبور مىكند به اينكه اين ماجرا براى خودمان هم اتفاق مىافتد و اين عبور ذهن مايهى عبرت ما مىشود به قول شاعر:
اى دوست بر جنازهى دشمن چو بگذرى شادى مكن كه بر سر تو اين ماجرا بود
خلاصه اينكه خوشحال نشو اين آشى است كه براى خودت هم پختهاند. و اين عبور ذهن ماست از ديدن اين جنازه كه: مردن براى خودمان هم هست. به طور كلى ممكن است همهى دنيا و اوضاع آن براى ما درس آموزنده باشد.
[١]. يوسف/ ١١١.