تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ٢٦٢ - محدوديت از ناحيه جامعه
جبر معتقدند و مىگويند ما مجبوريم، خلاف علم حرف مىزنند و حرف آنها علمى و اصولى نيست. ملاى رومى مىگويد:
مذهب جبر از قَدَر رسواتر است زان كه جبرى حس خود را منكر است
آنهائى كه مىگويند ما مجبوريم و از خودمان اراده نداريم يعنى جبريون از قَدَرِىها رسواتر هستند. قدرىها پيرو مذهب باطل ديگرى بودهاند كه مىگفتند خداوند در كارهاى ما دخالت ندارد. ولى ما شيعيان مىگوئيم: اختيار در كار است و خدا نقش اساسى دارد اكنون كه ما اينجا جمع شدهايم قلبمان ضربان دارد و معدهمان هم مشغول هضم غذاست ولى ما توجه نداريم و كار قلب و معده از اختيار ما خارج است ولى مىتوانستيم اينجا نباشيم و جاى ديگر جمع شويم. در درس قبل گفته شد گرچه ما آزاد خلق شدهايم و آزاديم ولى از سه جهت نمىتوانيم آنچه را دلمان مىخواهد انجام دهيم و به عبارت ديگر از سه جهت محدوديت داريم كه راجع به محدوديت از ناحيه وجودمان و محدوديت از ناحيه خارج از خودمان بحث كرديم.
محدوديت از ناحيه جامعه
اكنون مىپردازيم به محدوديت سوم كه اين هم خارج از وجود ما است يعنى از ناحيه جامعهاى كه در آن زندگى مىكنيم. ما جزء جامعه هستيم و در اين جامعه با افراد كم يا زياد بايد زندگى كنيم. ما بايد جزو جامعه كار و فعاليت نمائيم و چون ما الهى و قائل به خداوند هستيم مىگوئيم اين چيزهائى را كه خدا خلقت فرموده است خواسته است انسان توليدات داشته باشد تا با كار و هماهنگى و همگامى با ديگران تأمين زندگى كند و از اين توليدات رفع نياز همه افراد جامعه بشود. لذا خواه و نا خواه در اين استفادهى مشترك محدوديت پيش مىآيد. فرضاً بايد از زمين برداشت كنيم و توليد، داشته باشيم و صرف زندگى كنيم. اگر آباد شدن اين