تفسیر آیات قیام و زندگی عبرت آموز حضرت موسی - ایزدی، عباس - الصفحة ١٤٣ - توحيد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قبل از نبوت
معناى اين قسمت از آيه وجود دارد و آن اينكه بندگان خوب خدا از جمله انبياء و اولياء اعمالشان هر چقدر هم خوب باشد خود را لايق نمىبينند با اينكه معصوم هستند گاهى استغفار مىكنند و عملشان را كوچك مىشمارند. حضرت موسى عليه السلام هم ممكن است اينجور بگويد: ما هم آمديم و كمك داديم حيف است كه آدم عمرش را به بيهودگى و آلودگى بگذراند. نكند عمل من با انگيزهى شيطان باشد و شايد هم استغفارش براى اين بود كه دفاع او از مظلوم ناخواسته منجر به كشته شدن ظالم شد. دنبالهاش مىفرمايد: (إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ) بدرستى كه اين شيطان دشمن گمراه كننده واضحى است. اين نشان دهنده اين موضوع هم هست كه حضرت موسى از قصور و عمل ناخواسته خود استغفار مىكند. چنان كه گفته شد حضرت موسى عليه السلام با اينكه در اين موقع هنوز پيامبر نشده بود ولى از آلودگى بدور بوده است.
توحيد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قبل از نبوت
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و سلم با اينكه در سن چهل سالگى با نازل شدن حضرت جبرئيل بر ايشان، به پيامبرى مبعوث شد ولى از بچهگى آثار توحيد از گفتار و رفتارش پيدا بود. رسم بزرگان عرب اين بود كه: بچهها را جهت شير دادن به دايه مىسپردند و پيامبر را هم داده بودند به يك زن به نام حليمه سعديه مدت شير دادن كه تمام شد قاعدةً بايد بچه را تحويل خانوادهاش بدهد ولى چون اين زن در مدت نگهدارى از پيامبر بركات زيادى از وجود آن حضرت ديده بود درخواست كرد بگذارند بچه باز هم پيش آنها بماند. يك روز كه حليمه سعديه مىخواست بچه را با گوسفندان به صحرا بفرستد. پيامبر كه در آن موقع ٤ ساله بود، درخواست كرد همراه آنان برود حليمه اجازه داد ولى موقع رفتن يك حرز و گلوبندى آورد كه به گردن حضرت ببندد براى دفع چشم زخم و حضرت چانهاش را به سينه چسباند و