ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٣٠ - ذهبوا بعاجل الدنيا و لا ينقض لهم نصيب من لذة،
مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ [١]». پرهيزكاران در دنيا بهترين جاها را براى سكونت برگزيدند و بهترين استفاده از خوراكيها بردند، با مردم دنيا، در دنيايشان شريك بودند، پس با آنها از خوراكيهاى پاكيزه كه مىخورند خوردند و از نوشيدنيهاى گوارا كه آنها مىآشامند، نوشيدند، و از بهترين جامهها كه آنان مىپوشند پوشيدند و از بهترين همسرانى كه آنها مىگيرند، گرفتند و بهترين مركبهاى سوارى را همانند آنان سوار شدند، با اهل دنيا از لذتش بهره گرفتند، و ايشان در دنيا همسايگان خدايند، آنچه از او تمنا مىكنند به آنان عطا مىكند نه دعايشان رد مىشود و نه سهمى از لذتشان كاستى مىيابد.
اين كه فرمود در دنيا بهترين خوراكيها را خوردند و در بهترين مسكنها سكونت كردند، به اين سبب است كه اين امور را بر وجه شايسته و مباح كه به آن امر شده بودند به كار مىبردند و بديهى است كه اين بهترين وجه است.
و اما اين امر كه آنان با اهل دنيا، در برخوردارى از طيبات شريك بودند گر چه امرى است روشن و آشكار ولى ما در توضيح آن مىگوييم: لذّتى كه اهل تقوا از آنچه در دنياست مىبردند كاملترين لذت بود، زيرا هر بهرهاى كه از دنيا مىبردند و هر چه كه مصرف كردند، خواه خوراكى و آشاميدنى و يا انتخاب همسر و مركب باشد، تمام اينها را هنگام نياز و به اندازه ضرورت انتخاب مىكردند، و چنان كه مىدانى هر اندازه كه احتياج و نياز به امرى بيشتر و شديدتر باشد لذت استفاده از آن قويتر و زيادتر خواهد بود، و اين خود، از امور وجدانى مىباشد. بنا بر اين واضح است كه اهل تقوا از دنيا همان بهرهاى را بردند كه افراد مرفّه و خوشگذران مىبرند و همان را به دست آوردند كه ستمكاران متكبر به
[١] سوره اعراف (٧) آيه (٣١)، يعنى: بگو چه كسى حرام كرده است زينت خدا، و روزيهاى پاكيزه و حلال را كه براى بندگان خود به وجود آورده است.