ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٠ - شرح
٤- او را به كيفر بدترين گناهان دچار نفرموده است (چون او را معصوم از هر گناه و خطا قرار داده است.)
٥- او را مقطوع النسل و ابتر، و بىفرزند قرار نداده است، و در معناى و لا مقطوعا دابرى، احتمال ديگرى نيز هست: كه منظور از كلمه «دابر» پشت و كمر و منظور از «قطع» هدف بلاهاى كمرشكن و توان فرسا واقع شدن باشد، يعنى حمد خدا را كه كمر مرا به سبب گرفتاريهاى توان فرسا خم نكرد و پشت مرا درهم نشكست.
٦- از مرتدّان در دين و اهل شبهه نيست.
٧- بىعقيده و منكر خدا نيست.
٨- چنان نيست كه به علت بد بينى نسبت به دين و يا سنگين شمردن ايمان از آن وحشت داشته باشد.
٩- و او را مبتلا به اختلال حواس و عقل او را مشوب و مخلوط به ديوانگى نفرموده است.
١٠- مانند امّتهاى پيشين به توسط صاعقهها و فرو رفتن در زمين و جز آنها كيفر و مجازات نگرديده است.
پس از حمد خداوند در مقابل نعمتهايش، خود را حقير شمرده و اقرار به صفاتى كرده است كه لازمه آن طلب رحمت و عفو از پروردگار است، و پنج قسم از آنها را ذكر مىكند:
١- خود را مملوك و بندهاى مىداند كه در قبضه مالكيت خداوند است.
٢- ظالم به نفس است و بر خود ستم مىكند.
٣- اعتراف مىكند كه خدا بر او حق اعتراض دارد ولى او را هيچگونه عذر و بهانهاى در تقصيرات نيست زيرا حجت از طرف