ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٩٠ - شرح
١- نخست او را به ترك اسراف امر مىكند كه به معناى زيادهروى و نقطه مقابل تفريط است كه آن نيز از كارهاى ناپسند مىباشد، و لازمه اين دستور، امر به اقتصاد و ميانهروى در امور مىباشد كه از فضايل و كارهاى پسنديده است.
٢- امروز به ياد فرداى قيامت و روز آخرت باشد، و اين عمل، نفس را سركوب مىكند و او را از پرداختن كامل به دنيا و اشتغال به آن باز مىدارد.
٣- از مال و ثروت دنيا به اندازه نيازمندى در زندگى، بردارد و اين دستور اشاره به آن است كه در اندوختن مال دنيا و نگهدارى آن ميانهرو باشد.
٤- تعداد زايد از ثروت دنيا را براى روز شدت نيازمنديش كه آخرت و پس از مرگ است، به پيش بفرستد، و اين دستور اشاره به انفاق مال در راه خدا مىباشد، زيرا هر خردمندى مىداند كه صرف كردن مال زايد بر احتياج دنيوى، در راه خدا و جلو فرستادن آن براى روز شدت نيازمندى، از مصلحتهاى بسيار مهّم است.
(٥٧٦٧١- ٥٧٦٣١) امام (ع) پس از چهار دستور فوق، زياد را مورد خطاب قرار داده و به طريق استفهام انكارى از او مىپرسد كه چگونه از خداوند اميد به پاداش اهل تواضع دارد و حال آن كه او، از متكبران است؟. اين سؤال انكارى اشاره به آن است كه اجر و پاداش در مقابل انجام دادن عمل نيك و اتصاف به آن، نصيب انسان مىشود، نه در انجام دادن كارهاى خلاف و ضد فضيلت، پس براى نايل شدن به ثواب و پاداش اهل تواضع، تخلّق به آن صفت ارزشمند لازم است و آن هم حاصل نمىشود مگر پس از فرود آمدن از قلههاى بلند تكبر و خودخواهى و همچنين با استفهام انكارى ديگر از او پرسيده است كه با چه دليل طمع ثواب صدقه دهندگان را دارد، با اين كه پيوسته در طلب جمع مال و خوشگذرانى است و حق ضعفا و يتيمان و بيوه زنان را از آن منع مىكند؟ و اين