ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٤٤ - سيماهم سيما الصديقين ،
مايه پستى است، پس عدمش باعث شرافت و فضيلت وى مىباشد.
(٤٦٢٥٩- ٤٦٢٥٧) ٧- در اين قوم صفت تقلّب نيست و اين نبودن، خود فضيلتى است، زيرا وجودش مستلزم حالتهاى ناپسندى از قبيل شهوترانى، خيانت، حرص، پستى و جز اينها مىباشد.
(٤٦٢٦٢- ٤٦٢٦٠) ٨- آنها مفسد نيستند، به دليل اين كه هر نوع تباهى و فسادى، حد اقل سبب، يكى از رذايل و صفات ناپسند مىشود بنا بر اين، نبودن آن مايه سعادت و كمال آدمى است، از باب مثال زنا كردن باعث وجود صفت فجور مىشود و آدم كشى سبب وجود ظلم مىباشد و همين طور بقيه انواع گناهان و فسادها.
(٤٦٢٦٥- ٤٦٢٦٣) ٩- دلهايشان در باغهاى بهشت جاى دارد، پيش از اين دانستى كه بالاترين غرفهها و درجات بهشت، معارف الهى و جا گرفتن در مكانهاى صدق، نزد مليك مقتدر است و اين از مقامات عارفان و اولياى صديق خداوند است.
(٤٦٢٦٩- ٤٦٢٦٦) ١٠- بدنهايشان پيوسته در كار عمل مىباشد، حرف واو در، و اجسادهم، احتمال مىرود كه حاليه باشد يعنى دلهاى آنان در باغهاى بهشت است در حالى كه بدنهايشان مستغرق در حركات و سكنات و پيوسته مشغول عبادات و كارهاى پسنديده مىباشند «أُولئِكَ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُتَّقُونَ [١]».
[١] سوره بقره (٢) آيه (١٧٧)، يعنى: ايشان كسانى هستند كه با صداقت عمل كردند و بطور قطع رستگارند.