ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٤١ - ٧ - لم يجمع بيت واحد و انا ثالثهما،
اين داستان، درخت را كه غير عاقل است مورد خطاب قرار داد و فرمود: اى درخت اگر ايمان به خدا و پيامبرى من دارى ... تا آخر، اين خطاب از باب استعاره است كه حضرت با توجه قدسى خود استعداد پذيرش امر خدا را در آن بر انگيخت و آن را آماده اطاعت امر خود فرمود، كه در حقيقت، امر خداست، از اين رو، در عبارت متن، درخت تشبيه شده است به موجودى خردمند و عاقل كه مىتواند دعوت وى را پاسخ مثبت دهد و پيش او، بيايد.
فايده اين خطاب آن است كه تحقق يافتن خواسته پيامبر از درخت به دنبال دعوت و خطاب، امرى است كه بر شگفتى اصل مطلب مىافزايد و چون در نظر حاضران شگفتانگيزتر است، براى جايگزينى در دلها رساتر خواهد بود، توضيح اين كه اصل اين مطلب كه درخت از جاى خود كنده شود و به سوى ديگرى برود، مسأله شگفتانگيزى است زيرا از درخت كه موجود بىشعورى است چنين امرى هرگز انتظار نمىرود و وقتى كه اصل اين مطلب شگفتانگيز باشد، پس انجام شدن آن در پاسخ خطاب و درخواست پيامبر، شگفتتر خواهد بود. زيرا شنيدن نداى حضرت و درك كردن آن از ناحيه درخت، خود، امر عجيب ديگرى است كه طبيعت درخت اين اقتضا را ندارد و چون شگفت انگيزتر است در اذهان و نفوس جايگزينتر است. با اين فايدهاى كه ذكر شده ديگر اين سخن و خطاب عبارتى سفيهانه و بيهوده نيست.
امام و برى (ره) اين معنا را به گفتار خداوند تشبيه كرده است كه مىفرمايد «وَ قِيلَ يا أَرْضُ ابْلَعِي ماءَكِ وَ يا سَماءُ أَقْلِعِي [١]» و در توجيه اين معجزه گفته است حقيقت خطاب به خداوند است كه
[١] سوره هود (١١)، آيه (٤٦)، يعنى: اى زمين آنچه آب بر روى خود دارى همه را فرو ببر و اى آسمان از فرو ريختن آب خود دارى كن.