ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٥٩ - ترجمه
مىخواست، خانه محترم خود و محلّهاى انجام وظايف حج را در ميان باغها و نهرها و سرزمينهاى هموار و امن، با درختهاى بسيار و ميوههاى سر به زمين فرو آورده، مناطق آباد و داراى خانهها و كاخهاى بسيار و آباديهاى به هم پيوسته در ميان گندم زارها و باغهاى خرم و پر گل و گياه، در ميان بستانهاى زيبا و پر طراوت و پر آب، در وسط باغستانى بهجتزا و جادههاى آباد قرار مىداد در اين صورت به همان نسبت كه آزمايش آسانتر بود، پاداش و جزا نيز كمتر مىبود، و اگر پى و بنياد خانه و سنگهايى كه در بناى آن به كار رفته از زمرّد سبز و ياقوت سرخ و نور و روشنايى بود، ديرتر شك و ترديد، در سينهها رخنه مىكرد و كوشش ابليس در قلبها، كمتر اثر مىگذاشت و، وسوسههاى پنهانى از مردم منتفى مىشد، اما خداى متعال بندگانش را به انواع شدايد مىآزمايد و با كوششهاى گوناگون به عبادت وادار مىكند و به اقسام گرفتاريها مبتلا مىسازد تا تكبر را از قلبهاشان خارج سازد و خضوع و آرامش را در آنها جايگزين كند، بابهاى فضل و رحمتش را به رويشان بگشايد و، وسايل عفو خويش را به آسانى در اختيار آنان قرار دهد.
پس، از خدا بترسيد از خدا بترسيد، از كيفر تباهكارى در دنيا و از سرانجام و خيم ظلم در آخرت و بد فرجامى تكبر و خود پسندى كه كمينگاه بزرگ ابليس و مركز كيد و نيرنگ اوست بهراسيد، كيد و نيرنگى كه با قلبهاى انسانها مانند زهرهاى كشنده مىآميزد و هرگز از تأثير فرو نمىماند و كسى از هلاكتش جان بدر نمىبرد، نه دانشمند به دليل علمش و نه بينوا در لباس مندرسش، و خداوند به منظور حفظ بندگانش از اين امور يعنى ظلم و ستم و كيد شيطان به سبب نماز، زكات و كوشش براى گرفتن روزه واجب، آنان را حراست فرموده تا اعضا و جوارحشان آرام و چشمانشان خاشع و غرايز و تمايلات سركششان خوار و ذليل و دلهاى آنان خاضع شود و تكبر از آنها رخت بر بندد، علاوه بر آن ساييدن پيشانى كه بالاترين جاى صورت است، بر خاك موجب تواضع و گذاردن اعضاى پر ارزش بدن بر زمين، دليل اظهار كوچكى و چسبيدن شكم به پشت از