ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٣١ - شرح
است [١]». بايد پيوسته به ياد مرگ بود زيرا باعث مىشود كه هر لحظه مرگ و مشقتهاى توانفرسايش جلو چشم انسان بوده باشد. و در عبارت بعد غفلت آنان از مرگ را شگفت دانسته و به طريق سؤال، آنان را مورد سرزنش قرار داده است، كه چرا غافلند و در برابر مرگ امروز و فردا مىكنند، مرگى كه از آنها غافل نيست و ناگهانى مىرسد و هيچ مهلت به كسى نمىدهد.
آن گاه براى بيشتر اهميت دادن به اين امر، ديدن مردگان را در ميان خود بهترين سبب پند گرفتن مىداند و مىفرمايد: كفى واعظا بموتى عاينتموهم ...
فصرعتهم، و با بيان حال مردگان كه همه روزه در معرض ديد تمام افراد بشر مىباشند آنان را به ياد مرگ انداخته و خصوصيات چندى از آنان را كه هر يك مايه عبرت آدمى است به قرار زير خاطر نشان فرموده است:
١- به صورت ظاهر به حالت سواره بر دوش مردم به گورستانها حمل مىشوند ولى نه اين كه سواره بودن را خود برگزيده باشند. از اين رو محمولند نه راكب.
٢- به قبرها فرود آورده مىشوند نه آن كه با رضايت و قصد خود فرود آيند.
و با آن كه مدتها در دنيا بوده و براى آبادى دنياى خود كوشيده و به آن دل بسته بودهاند اكنون چنان دست از اين جهان كشيده و رفتهاند كه گويا هرگز در دنيا نبوده و هميشه آخرت جايگاه آنان بوده است. كه بدون كسب هيچ خيرى بكلى چشم از اين عالم پوشيده و براى ابد در سراى ديگر استقرار دارند.
٣- خصوصيت ديگرى كه براى اين مردگان بيان فرموده آن است كه منزلهاى دنيا و راههاى آن را كه اقامتگاههاى آنها بوده، اكنون رها كردهاند.
٤- و جايگاهى را كه قبلا از آن وحشت داشته و مىرميدند يعنى قبر كه نخستين منزل عالم آخرت است هم اكنون در آن اقامت گزيدهاند.
٥- به دنيايى دلبسته و مشغولند كه از آن جدا شدهاند، نفسى كه سالها
[١] قال (ص): إكثروا من ذكر هادم اللّذات.