ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٨ - فلا تثنوا على بجميل ثناء من امضائها،
روى در ستايش شخص باعث پيدايش تكبر مىشود و به اين سبب امام آن را دوست نمىدارد و ترك كرده است.
(٥١٥١٤- ٥١٥٠٨)
و ربّما استحلى الناس الثناء بعد البلاء،
در اين عبارت حضرت (ع) كسى را كه برخاست و زياد او را ستود، در عملش معذور دانسته و گوئى چنين مىفرمايد: اى ستايشگر تو در كار خود معذورى چون مىبينى كه هميشه براى خدا مىكوشم و جهاد مىكنم و هم ديگران را بر آن بسيار تشويق مىكنم و عادت مردم است كه هر گاه جمعى در جهاد و يا ديگر عبادات و اعمال نيك، به خوبى از عهده برآيند، ستايش را در باره آنان حق و بجا مىدانند.
(٥١٥٤٠- ٥١٥١٥)
فلا تثنوا علىّ بجميل ثناء ... من امضائها،
پس از آن كه در جمله قبل مرد ثناگو را، به علت اين كه دل آزرده نشود، معذور دانست، در اين عبارت تكليف را روشن كرده و اصل مقصود را بيان فرموده است كه: درست است كه معمول چنين و ليكن مرا از اين قاعده مستثنا كنيد و اگر چه مىبينيد كه بسيار در راه حق مىكوشم مرا ثنا نگوييد و ستايش نكنيد. چرا كه من در حقيقت وظيفه خود را در برابر خدا و شما مردم كه بر گردنم باقى است و تاكنون از عهده آن بر نيامدهام، انجام مىدهم. وظيفه الهى من عبارت است از سپاس نعمتهاى او و بجا آوردن كارهاى واجب، و وظيفه مردمى من راهنمايى و هدايت شما به سوى حقيقت و بهترين راه و عمل بر طبق آن است.
توضيح مترجم: (اين معنى كه گذشت بر تقديرى است كه عبارت متن من التقيّه باشد چنان كه در نسخه شرح ابن ابى الحديد، و خويى و فيض الاسلام چنين است) ولى بر طبق نسخهاى كه از خط مرحوم سيد رضى نقل شده كه متن اين نسخه نيز چنين است معناى آن چنين مىشود: اگر در عبادت خدا مىكوشم و براى راهنمايى شما جديت دارم فقط به علت توجّه به خدا و حقانيّت ذات بارى تعالى است و موقعى كه چنين باشد چگونه در مقابل عبادات و اعمال خود