ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٨٦ - ان من حق من عظم احسانه اليه،
حاجتمندان بر اثر ضعف و احتياجشان خوار و بىارزش شمرده شوند و بر عكس، اغنياء نسبت به نيازمندان بىاعتنا باشند و نيرومندان بر ضعفا و ناتوانان تكبّر ورزيده و آنها را حقير شمارند، بلكه همه آنان به سبب اتّحاد همانند يك تن باشند.
(٥١٣٩٥- ٥١٣٧٩) پاسخ به كسى كه در مدح آن حضرت مبالغه كرد: اما آنچه از سخنان امام در پاسخ شخصى كه برخاست و او را بسيار ستود، برمىآيد، آن است كه مىخواهد او را از زياده روى در تعريف و ستايشهاى فراوان منع كند، و يا اين كه بطور كلّى ستودن اشخاص را جلو رويشان اگر چه سزاوار آن باشند، از كارهاى ناپسند و زشت به حساب آورد و علّت آن هم روشن است، زيرا اين عمل در بيشتر اشخاص باعث پيدايش خود بزرگ بينى و خود پسندى، در نفس و كردار مىشود.
(٥١٤٤٨- ٥١٣٩٦)
انّ من حق من عظم ... احسانه اليه،
در اين جمله حضرت (ع) با يك استدلال منطقى توضيح داده است كه: هر كس مورد لطف و احسان و نعمت فراوان الهى واقع شود سزاوار است كه غير از ذات اقدس او، همه چيز در نظرش حقير و كوچك شمرده شود.
صورت استدلالى كه در اين سخن امام (ع) مقدّر است قياسى است مركب از شكل اول كه مقدمات آن چنين است:
مقدمه اول (صغرى): هر كس كه مورد لطف و عنايت و احسان و نعمت حق تعالى واقع شود سزاوار است كه از همه بيشتر عظمت و احترام الهى دل و جان او را فرا گيرد.
مقدمه دوم (كبرى): و هر كس چنين باشد (از همه بيشتر ....) شايسته است كه بجز ذات پروردگار همه چيز در نزد او حقير و كوچك به شمار آيد.
شارح، مقدمه اول را جمله: «انّ من حقّ من عظم ...» گرفته است، و راجع به مقدمه دوم قياس مىگويد: از عبارت «لعظم ذلك» استفاده مىشود