ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٧٦ - شرح
هوسى مايل شوم و در گمراهى حيرتزا براى هميشه بمانم، عجيب است اى معاويه، كه تو احسان كردن را مىستايى، اما با دليل و برهان مخالفى، و پيمانهاى الهى را كه خواسته وى و حجت بر بندگانش مىباشد درهم مىشكنى، اسلام را بدور انداختى و احكامش را تباه و آثارش را محو كردى، جامه هوسبازى به تن كردى و به دنبال خواستهاى پست نفسانى مىروى، (٥٩٩٣٧- ٥٩٩٢١) (اين بود قسمتهاى اول اين نامه كه در نهج البلاغه ذكر نشده و از اين به بعد جملههايى است كه در اول ترجمه شده و به اين عبارت آغاز مىشود) فاتق اللَّه ... كه شرحشى بعدا مىآيد، و جملات ديگرى نيز از اين نامه حذف شده است كه چنين است: گروهى براى خدا وجود دارند كه دست خدا بالاى سر آنها و خشم او بر مخالفانشان حتمى است، بنا بر اين پيش از آن كه در تنگناى قبر وارد شوى به فكر خود باش و خويشتن را مواظبت كن كه بازگشتت به سوى خداست و در پيشگاه او محشور مىشوى سختيهاى آن روز گريبانگيرت خواهد شد و اندوهش بر تو وارد مىشود، روزى كه پشيمانى سودى ندارد و عذر معذرتخواه پذيرفته نمىشود، «يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ. [١]»
در اين نامه امام (ع) مخاطب خود را موعظه فرموده و او را پند و اندرز داده است كه تقواى الهى را پيشه كند و در باره اموال مسلمين و ثروت آنان كه ترد او قرار دارد از خدا بترسد و حق نعمتهاى خدا را بر خود ادا كند و به منظور سپاسگزارى، دستورهاى وى را پيروى و اطاعت كند و به سوى شناخت آنچه كه براى نادانى آن وى را عذرى نيست بر گردد يعنى بداند كه اطاعت از فرمانهاى خدا و پيامبر و امام بر حق واجب و لازم است.
[١] سوره دخان (٤٤) آيه (٤٠) يعنى: روزى كه هيچ دوستى، از دوستش رفع نياز نكند و نه آنان نصرت و يارى شوند.