ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٧٥٣ - اذ طفقت النضال،
است كه معروف به زياد داشتن خرما مىباشد، آن قدر در آن جا خرما فراوان است كه بهاى پنجاه جلّه، يك دينار مىشود، و چون هر يك جلّه صد رطل است، پس پنجاه جلّه، پنج هزار رطل مىباشد [١]، و در هيچ يك از شهرهاى ديگر اين چنين فراوانى در خرما شنيده نشده است.
نكته ادبى: هجر كه نام سرزمين و شهر است معمولا مؤنث است و چون اسم علم نيز هست، غير منصرف به كار مىرود، اما گاهى به اعتبار اين كه معناى موضع از آن قصد مىشود آن را مذكر مىآورند و به دليل اين كه يكى از دو سبب منع صرف از بين رفته، آن را منصرف به كار مىبرند، چنان كه در قول شاعر جر داده شده:
|
و خطها الخط ارقالا و قال قلى |
اولّ لانادما اهجر قرى هجر |
|
ب- در مثال دوم امام (ع) معاويه را تشبيه به دستآموزى كرده است كه آموزنده خود را به مسابقه در تيراندازى دعوت كند، وجه تشبيه اين جا نيز همان است كه گويا خبرى را براى كسى بازگو كند كه او خود معدن آن بوده و سزاوارتر به بازگو كردن باشد، عوض اين كه استاد شاگرد را دعوت به مسابقه كند، اين جا شاگرد استاد را مىآزمايد و او را دعوت به مسابقه مىكند.
[١] با توجه به اين كه رطل پيمانه عربى است- به قول نفيسى در فرهنگ خود- و معادل حدود دوازده اوقيه مىباشد بايد پنج هزار رطل را در دوازده ضرب كرد تا تعداد اوقيه به دست آيد و چون هر اوقيه به قول نفيسى ده مثقال است بايد تعداد مثقال را به دست آورد و چون هر سير ١٦ مثقال است با عمل تقسيم تعداد سير را به دست آورد و سپس عدد مانده را بر چهل تقسيم كرد تا من به دست آيد و سپس ضرب در سه كرد تا كيلو به دست آيد، تعداد سير ٣٧٥٠٠ ١٦/ ٠٠٠/ ٦٠٠، تعداد مثقال ٠٠٠/ ٦٠٠ ١٠ مثقال ٦٠٠٠، تعداد اوقيه ٦٠٠٠ ١٢ اوقيه ٥٠٠٠ رطل تعداد كيلو ١٠/ ٥+ ٢٨١٢ ٣ ١٠/ ٥+ ٩٣٧ تعداد من ١٠/ ٥+ ٩٣٧ ٤٠/ ٣٧٥٠٠ با اين محاسبه حدود سه تن خرما در هجر به يك دينار فروش مىشده است كه در مناطق ديگر به اين ارزانى نبوده است. (ويراستار)