ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٦١ - شرح
آشكار شد و ديگ كينهها به جوش آمد.
بار الها نبودن پيامبرمان و بسيارى دشمنانمان و پراكندگى هواها و انديشههايمان را به تو شكايت مىكنيم (پروردگارا بين ما و دشمنانمان به حق حكم كن، كه تو بهترين حكم كنندگانى).»
[شرح]
(٥٧٠٧١- ٥٧٠٤٤) روايت شده است كه هر گاه جنگ شدت مىيافت و سوار مركب مىشد، نام خدا را بر زبان مىآورد و سپس مىفرمود: حمد خدا را بر نعمتها و فضايل همگانيش، پاك و منزه است آن كه اين مركب را در اختيار ما گذاشت در حالى كه ما توانش را نداشتيم و ما به سوى پروردگارمان مىرويم، بعد رو به طرف قبله مىكرد و دستهايش را بلند مىكرد و مىگفت: بار الها گامها را به سوى تو برداشتم ... تا آخرين كلمه: خير الفاتحين، و بعد به يارانش مىفرمود با بركت خدا راه بيفتيد و سپس مىگفت: اللَّه اكبر اللَّه اكبر لا اله الا اللَّه و اللَّه اكبر، يا اللَّه يا احد يا صمد، يا رب محمد، بسم اللَّه الرحمن الرحيم و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظيم، اياك نعبد و اياك نستعين، اللهم كف عنا ايدى الظالمين و اين بود شعار حضرت در جنگ صفين.
معمولا نظر امام (ع) بر اين بوده است كه جهاد را به عنوان عبادتى خالص براى خدا انجام دهد، و چون كمال عبادت و رمز سودمنديش آن است كه همراه با ياد خدا و توجه باطن به سوى او باشد، به اين دليل، چنان كه در اين سخن و مواردى شبيه آن موجود است، روش حضرت در هنگام جهاد تضرع و زارى و توجه به حق تعالى بود، تا هم عبادتش را از روى خلوص و مطلوب انجام دهد و هم طلب پيروزى و نصرت براى غلبه بر دشمن، از خداوند كرده باشد، پس با تعبير باز شدن دلها به سوى حق تعالى اشاره به كمال اخلاص براى خدا در حال جهاد كرده، و با كشيده شدن گردنها و خيره شدن چشمها به