ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٦٤٠ - ١ - فكأنى قد رأيتك،
دادن بيشتر، وى را تهديد مىكند كه همان شمشير جنگ بدر و همان دل و جرأت سابق كه در مقابل دشمنان داشت هم اكنون نيز با اوست، و براى اين كه به او بفهماند كه تو اى معاويه منافق و دو رو مىباشى، خود را چنين معرفى مىكند، كه: دين و پيامبر خود را عوض نكرده و ثابت قدم در راهى گام برمىدارد كه معاويه و فاميلش در مرحله نخست با زور و كراهت در آن داخل شدند اما بعدا با ميل و رغبت و پيروى هواى نفسانى از آن خارج و منحرف شدند و آن راه مستقيم و روشن اسلام مىباشد.
در پايان به امر شبههناكى كه مهمترين سبب شعلهور شدن آتش آشوبهاى عظيم، و انگيزه از هم پاشيدن امور دينى شد، اشاره كرده و آن، عبارت از اشتباه معاويه در خونخواهى عثمان مىباشد كه آن را دليل عمده بر مخالفت خود با حضرت و سرپيچى از فرمان وى قرار داده بود، و سپس به پاسخ آن پرداخته و دو وجه آن را بيان فرموده است:
الف- نخست اين كه من جزء قاتلان عثمان نيستم، بنا بر اين چيزى بر من نيست، مطالبه خون او متوجه كشندگان وى مىباشد كه خودت آنها را مىشناسى.
(٥٦٦٤٢- ٥٦٦٣٠)
ب- با جمله إن كنت طالبا ...،
كه مشروط و مفيد شك است، اشاره به اين مىكند كه تو اى معاويه حق ندارى به خونخواهى عثمان قيام كنى. آن گاه او را به جنگ و سختيهايى كه در پى دارد تهديد مىكند و با سه تشبيه مطلبش را بيان مىدارد:
(٥٦٦٤٥- ٥٦٦٤٣)
١- فكأنّى قد رأيتك،
در اين عبارت، خود امام (ع) در حالى كه سخن مىگويد مشبّه است و از آن رو كه حالت واقعى آينده معاويه را مىبيند مشبّه به است، توضيح آن كه به علت كمال نفس و اطلاعش از امور آينده گويا آنها را مشاهده مىكند، و وجه شباهت ميان حالت نخست و حالت دوم آن است كه