ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٥٤ - شرح
(٥٤٩٤٨- ٥٤٩٢٩) ٥- براى گنهكار و بدكار اميد برگشت و توبه و توجه به خدا و دين باقى است و اين در دنياست اما وقتى كه بميرد اين اميدوارى هم قطع مىشود.
پس از ذكر موارد فرصت، به منظور ترغيب انسان به كارهاى عبادى، موقعيتهايى را خاطر نشان ساخته است كه امكان عمل در آن از دست مىرود، كه يكى از آن موارد جمود عمل است، و تعبير به جمود براى متوقف شدن عمل، استعاره است، كه عمل را تشبيه به آب كرده همچنان كه آب، وقتى يخ بزند از جريان باز مىماند اعمال عبادى هم وقتى امكاناتش از دست رفت، از جريان و تداوم باز مىايستد، (اين معنا كه بيان شد از اين بابت بود كه جمله متن را يحمد بدانيم) اما در نسخهاى كه از مرحوم سيد رضى نقل شده يخمد با نقطه روى خ از خمد المريض يعنى بيمار مرد [١]، معناى عبارت روشن است و نزديك به همان معناى سابق مىباشد و ديگر از موارد از دست رفتن امكان عمل، انقطاع مهلت، تمام شدن مدت عمر و بقاى در دنيا و بسته شدن درهاى توبه مىباشد، تعبير به ابواب، استعاره از راههاى عبورى است كه از آن طريق، آدمى به سوى خدا بازگشت مىكند، ملائكه همان كرام الكاتبين هستند كه اعمال هر كسى را ياد داشت مىكنند و هر گاه كه پرونده عمل بسته شد به آسمان بالا مىروند.
(٥٤٩٥٣- ٥٤٩٤٩) فاخذ امرء من نفسه، اين عبارت به صورت ظاهر خبر، ولى معنايش امر است و حرف من، مفيد تبعيض مىباشد، بنا بر اين بايد آدمى قسمتى از نفس خود را به جد و جهد و كوشش در عبادت بگيرد تا بدن لاغر شود و لذتها و تمايلات نفسانى نتوانند وى را به گناه وادار سازند، احتمال ديگر آن است كه منظور از نفس خود شخص باشد يعنى بايد انسان از شخصيت خود بكاهد.
[١] ابن ابى الحديد در ج ١٣ و صفحه ٣٠٨ كتابش مىگويد: نسخه اخير از خمدت النار مىآيد كه با اين تعبير معناى عبارت اين مىشود: پيش از آن كه چراغ عمل خاموش شود، و سپس مىگويد همان تعبير و معناى اول بهتر است. (مترجم)