ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٥٣٠ - ٤ - و لقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثر أمه،
و يا داخل زمين است امّا هر چه دقت مىكرد چيزى را مشاهده نمىكرد ...
(٤٥٨٥٤- ٤٥٨٤٧)
٤- و لقد كنت اتبعه اتباع الفصيل اثر أمّه،
اشاره به موقعيت ديگرش با پيامبر است كه پيرويش از وى، هيچ وقت قطع نشد زيرا فرمود پيوسته به دنبال پيامبر مىرفتم چنان كه بچه شتر هميشه به دنبال مادرش مىرود.
(٤٥٨٦٦- ٤٥٨٥٥) ٥- فايده و ثمره تبعيت و ملازمت خودش را با پيامبر (ص) به اين طريق بيان مىفرمايد كه هر روزه علامت و پرچمى از اخلاق پسنديده و خويهاى شايستهاش را براى من برمىافراشت و هر لحظه مرا به اقتداى به وى امر و ترغيب مىكرد، كلمه علم كه به معناى پرچم و علامت است استعاره از درخشندگيهاى اخلاقى است زيرا اينها نيز همانند علامت و پرچم راهنماى آدمى به سوى سعادت و خوشبختى مىباشد.
(٤٥٨٧٩- ٤٥٨٦٧) ٦- ويژگى ششم آن حضرت با پيامبر آن است كه هر ساله در دامنه كوه حراء مدتى مجاور پيامبر (ص) بود، پس در اين مكان تنها او بود كه پيامبر را مىديد و جز وى ديگرى حضرت را نمىديد.
در كتب صحاح نقل شده است كه پيغمبر اكرم سالانه مدت يك ماه در حراء سكونت مىگرفت و در اين ماه هر كسى از بينوايان كه مىآمد از خوان نعمت آن حضرت استفاده مىكرد و موقعى كه آن مدت سپرى مىشد به سوى مكه بر مىگشت و پس از هفت بار طواف كعبه به خانه خود مىرفت و اين وضع ادامه داشت تا سالى كه خداوند او را براى رسالت برگزيد، كه آن سال در ماه رمضان به همراه خانوادهاش خديجه و حضرت على و يك نفر خدمتگزار به حراء آمد. طبرى و ديگران مىگويند كه حضرت رسول قبل از بعثت هر گاه وقت نماز مىشد، پنهان از ابو طالب و بقيه عموها و ساير فاميلش تنها با على به سوى دامنه كوههاى خارج مكه رهسپار مىشدند آن جا نماز مىخواندند و هنگام شب مراجعت مىكردند و اين امر مدتها ادامه داشت تا آن كه يك روز