ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٧١ - و ملك تمد نحوه اعناق الرجال و تشد اليه عقد الرحال،
از بين مىبرد و سنگدلى مىآورد و ترحّم و نازكدلى را زايل مىكند و باعث امراض اخلاقى و جسمانى مىشود كه دارويى جز فقر و گرسنگى آن را درمان نمىكند، قناعت صفتى است كه از متفرعات خصلت پسنديده عفت و پاكدامنى مىباشد.
(٤٤٣٥٦- ٤٤٣٤٥)
و لو كانت الانبياء ... مقتسمه،
و اين نيز استدلال ديگرى است براى بيان مطلب كه تقدير مقدمات آن چنين است، اگر خداوند نسبت به پيامبرانش تمام امكانات رفاهى را فراهم مىساخت، قوّت و عزّتى به دست مىآوردند كه هيچ كس جرأت دستيابى بر آن نداشت و سلطنتى را دارا مىشدند كه همه بى چون و چرا تسليم آن مىشدند و اين امر نتايج و مفاسدى را در پى داشت كه اكنون به ذكر آن مىپردازيم:
١- در اين صورت گر چه اطاعت مردم از آنان سريعتر و آسانتر انجام مىشد اما مانند پيروى از پادشاهان بود نه انبيا و اولياء، زيرا از نظر عامه مردم، شاهان و قدرتمندان حق اطاعت شدن دارند نه مستضعفان و بينوايان.
٢- از پيروى ايشان تكبر نمىورزيدند زيرا روشن است كه اغلب افراد كمتر شانه از زير فرمان اهل قدرت و پادشاهان خالى مىكنند، اما بر اين اطاعت و ترك تكبر اجر و پاداش كسى كه به سبب مجاهده با نفس خود خواهى و استكبار را از خود دور مىسازد مترتب نبود.
٣- آخرين نتيجه اين كه ايمان مردم در اين موقع خالص و براى خدا نبود بلكه تجزيه شده و يك جزء آن براى خدا و جزء ديگر آن براى تمايلات نفسانى يا ترس از قدرتهاى دنيوى بود، پس اين گونه اعمال ثوابى ندارد، ثواب اعمال كسانى كه با شيطان بجنگند و تلقينهاى گمراه كننده وى را درهم شكنند و پيروزمندانه آماده پاداشهاى جاويد آخرت باشند.
(٤٤٣٩٥- ٤٤٣٥٧)
و ملك تمدّ نحوه اعناق الرجال و تشد اليه عقد الرحال،
دو صفتى كه در اين