ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٤٧ - و لا تطيعوا الأدعياء،
شعار جاهليت هستند كه شمشيرها را به دست مىگرفتند و شعار مىدادند كه يا لفلان و با اين فرياد قبيله خود را به يارى مىطلبيدند و آشوب به پا مىكردند چنان كه در مورد سبب اين خطبه بيان شد و به همين دليل است كه اين گونه شعارها كه باعث ايجاد فتنه مىشود، در اسلام ممنوع است و نيز به اين مناسبت روايت شده است كه ابىّ بن كعب شنيد مردى صدا مىزند يا لفلان، ابىّ از اين شعار ناراحت شد و به او گفت: آلت پدرت را گاز گرفتى؟ شخصى كه آن جا بود و اين حرف را شنيد به ابى گفت: اى ابو منذر، چرا اين حرف زشت را بر زبان راندى؟ ابىّ گفت از پيامبر شنيدم كه فرمود: «هر كه به شعارهاى زمان جاهليت بگرايد به او، اين نسبت بدهيد و بطور آشكار بگوييد به كنايه و پوشيده سخن نگوييد [١]» عزاء، اسم مصدر از اعتزاء مىباشد يعنى شعار.
(٤٣٩٩٠- ٤٣٩٧٨)
فاتقو اللَّه و لا تكونوا ...،
پس از بر حذر داشتن مردم از اطاعت شيطان و تسليم بىقيد و شرط در مقابل سردمداران و پيشينيان، آنان را به داشتن تقوا امر مىكند و آنان را نهى مىكند از آن كه كارهايى انجام دهند كه ضدّ نعمتهاى الهى بر آنان باشد يعنى در برابر نعمتهاى خداوند گناه و معصيت كنند كه اين كفران و باعث زوال و از بين رفتن نعمت بلكه تبديل آن به نقمت و عذاب مىشود، و در عبارت ديگر به طريق استعاره ايشان را از اين عمل باز مىدارد، و كسانى را كه بر اثر گناه و كفران باعث زوال نعمت مىشوند به عنوان حسّاد نام مىبرد و مىگويد در باره وجود نعمت، اهل حسد نباشيد به اين دليل كه چون باعث از بين رفتن نعمت مىشوند گويا بر وجود نعمت حسد مىورزند و مىخواهند كه نباشد.
(٤٤٠٠٢- ٤٣٩٩١)
و لا تطيعوا الأدعياء،
بعضى در معناى كلمه ادعياء مىگويند منظور از آن
[١] من تعزّى بعزاء الجاهليه فاعضّوه بهن ابيه و لا تكنوا (پيامبر اكرم (ص)).