ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٤٢ - الا و قد امعنتم ،
كبر الحميه و فخر الجاهليه را به طريق اضافه ذكر فرموده اشاره به كبر و فخر ناپسند كرده زيرا گاهى اين دو صفت ممدوح و پسنديدهاند مثل تكبر فقرا و بينوايان در برابر اغنيا و ثروتمندان [١] و به منظور ايجاد نفرت بيشتر از اين خصلت ناپسند آن را توليد كننده دشمنيها ناميده است.
(٤٣٨٩٠- ٤٣٨٨٨) واژه ملاقح كه به معناى حيوانهاى نر آبستن كننده است [٢] استعاره از كبر و نخوتهاى برجستهاى است كه آدمى را به شدت دچار خود بزرگ بينى مىسازد، و بديهى است كه اين ويژگيها همه را به او بد بين مىكند و باعث ايجاد دشمنى و كينه مىشود، همچنان كه حيوانات نر سبب آبستن حيوان ماده مىشوند و اگر اين واژه را به معناى فحول چنان كه گذشت نگيريم بلكه به معناى مصدرى بگيريم اشاره به اين خواهد بود كه ثمره كبر و مباهات، دشمنى و عداوت است همچنان كه نتيجه هر آبستن بودنى ولادتى مىباشد و در عبارت متن از باب اطلاق اسم سبب بر مسبب مجاز به كار رفته است. زيرا دشمنى عين كبر نيست بلكه از نتايج كبر است و در درجه دوّم است.
جمع آوردن ملاقح به دليل كثرت معناى كبر در اذهان متكبّران است.
(٤٣٩٠٩- ٤٣٨٩١) و منافخ الشيطان، منافخ جمع منفخ مصدر ميمى و به معناى دميدن مىباشد انواع كبر و خود پسندى كه در روحيه انسان به وجود مىآيد از وساوس و دميدنهاى ابليس است و در عرف متداول به كسى كه خود را از ديگران بلند مقامتر مىداند مىگويند: شيطان باد به دماغ وى انداخته است و سپس مىفرمايد كه اين نفخههاى شيطانى ملتهاى گذشته را فريب داد به اين دليل كه امور باطل را در نظر آنان حق نمايش داد از باب مثال خوى ناپسند تكبر و آنچه را
[١] تكبر ممدوح اقسامى دارد ١- تكبر از صفات خاصه خداست ٢- تكبر با متكبر، عبادت است ٣- تكبر فقرا در برابر ثروتمندان، (مترجم)
[٢] چنان كه در معناى لغات بيان شد.