ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٣٠ - حتى الجلى،
برترى پيدا مىكند كه خود، خويشتن را از او بالاتر مىداند و همين تصور او را مىآزارد و مايه خشم او مىشود، بنا بر اين، حميّت از لوازم تكبّر است، صاحبان اين صفت ناپسند را از باب استعاره أبناء و فرزندان خوانده است زيرا همچنان كه فرزندان پيوسته با مادرانشان مىباشند اينان نيز هميشه ملازم با اين صفت هستند چنان كه گويا در اصل و ريشه از آن به وجود آمدهاند، و اين گروه با انجام دادن گناهان و داشتن صفات ناپسند و انحراف از راه حق، خيالات نادرست شيطان را بر كرسى صحت و درستى نشاندند.
(٤٣٦٠٨- ٤٣٦٠٦)
و إخوان العصبيّه،
در معناى كلمه اخوان، دو احتمال وجود دارد:
الف- بطور استعاره براى عصبيّت برادرانى ذكر كرده است چنان كه براى حميت فرزندانى ذكر كرد و منظور، صاحبان و دارندگان اين صفت ناپسند مىباشد.
ب- منظور از برادران كسانى باشد كه ميان خود عقد اخوت بسته و تعهد كردهاند كه زير بار حق نروند و در برابر آن كبر و گردنكشى كنند.
(٤٣٦١٣- ٤٣٦٠٩)
فرسان الكبر و الجاهليه،
در اين عبارت نيز دو احتمال است:
١- اين كه فرسان يعنى اسب سواران، استعاره از كسانى باشد كه متّصف به صفت كبرند و مرتكب گناهان مىشوند.
٢- احتمال ديگر آن است كه بدون استعاره، مراد از آن، دارندگان صفت ناپسند كبر باشد.
(٤٣٦٢٤- ٤٣٦١٤)
حتى ... الجلّى،
اين جمله، نتيجه سخن پيشين امام است كه سوگند ياد كرد و فرمود: شيطان تير گمراهى خود را به سوى شما در كمان نهاده و به جانب شما نشانه رفته و از نزديك به شما تير افكنده تا آخر.
جامحه (گردن كشان) را براى گنهكاران و كسانى كه سر از اطاعت بر مىپيچند استعاره آورده است.