ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١٨ - ترجمه
«قالَ رَبِّ بِما أَغْوَيْتَنِي لَأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ [١]» او، بىانديشه از آينده دور غيبگويى كرده، و با پندارى غير واقع سنگ انداخته است و فرزندان نخوت و برادران عصبيت، و سواران گردنكش و جاهليت او را تصديق كردند، تا اين كه سركشهاى شما از او پيروى كردند، و حرص و طمع او، در شما پا بر جا شد، پس راز نهان آشكار شد و تسلط او بر شما قوت يافت و سپاه خود را به سوى شما نزديك آورد و لشكريان وى شما را در غارهاى ذلت و خوارى جا دادند و در گودالهاى مرگ انداختند، و با زخمهاى سنگين كه از نيزه زدن در چشمها و بريدن گلوها و كوبيدن بينيها و انداختنتان در قتلگاهها، در شما ايجاد كردند پايمالتان ساختند، چرا كه اراده داشتند شما را با حلقههاى مهار قهر و خشم كه در بينى مىنهند به سوى آتشى كه برايتان آماده شده است بكشانند. بنا بر اين شيطان براى زخم زدن در دين شما بزرگتر و به علت آتش افروختن در دنياى شما افروزندهتر از كسانى است كه شما آشكارا با آنها دشمنيد و بر آنان حمله مىكنيد، پس شدت خود را عليه او، و سعى و كوششتان را به منظور دفع او به كار بريد، به خدا سوگند كه او بر اصل و ريشه شما فخر و مباهات كرد و در قدر و منزلت شما نكوهش وارد ساخت، و بر نسب شما ايراد گرفت و سواران خود را براى حمله بر شما گسيل كرد و با پيادگان خود، راه شما را بست. آنان در هر جا شما را شكار كرده و به دام مىاندازند و سر انگشتانتان را مىزنند، و با هيچ چارهجويى نمىتوانيد سر، باز زنيد و با هيچ ارادهاى نمىتوانيد شرّشان را از خود دفع كنيد، در حالى كه شما در انبوه بيچارگى و خوارى و تنگاتنگ مرگ و جولانگاه بلا و سختى گرفتاريد، پس آتشهاى عصبيت و كينههاى زمان جاهليت را كه در سينههايتان پنهان است خاموش كنيد، زيرا اين خود پسندى و تكبر در وجود مسلمان از وساوس و نخوتهاى شيطان و تباهيها و دميدنهاى اوست و تصميم گيريد كه فروتنى را روى سرهايتان نهيد و كبر و غرور را به زير لگدهايتان
[١] سوره حجر (١٥) آيه (٣٩) يعنى: پروردگارا چون تو مرا گمراه كردى من نيز گناهان را بر بنى آدم در زمين مىآرايم و تمامشان را گمراه مىكنم.