ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤١٣ - فصل دوم خطبه قاصعه
مىدانم كه شما بر آن آگاهى نداريد، ولى با فرض اين كه خداوند آدم را از ماده نورى مناسب با اصل خلقت ملائكه مىآفريد بر سرّ آفرينش وى آگاهى داشتند و بر خداوند اشكال نمىگرفتند و تسليم آنان در مقابل فرمان حق تعالى براى سجده در برابر آدم آسانتر بود. پس از بيان اين مطلب امام مىفرمايد: اما خداوند سبحان بندگان خود را به امورى مورد آزمايش قرار مىدهد كه راز آن را نمىدانند، و با اين سخن مىفهماند كه حق تعالى نخواست آدم را از نور بيافريند و ارادهاش آن بود كه فرشتگان خود را به سجده بر آدم بيازمايد، با آن كه هيچ توجّه به اصل و غرض از اين تكليف نداشتند. مقصود از اين قياس استثنايى توجه به اين است كه خداوند آفرينش آدم را از نور اراده نكرده است، و اين معنا از اين نتيجه به دست مىآيد كه اگر خدا خلقت آدم را از نور اراده مىكرد، همه در مقابلش خضوع مىكردند و آزمايش بر فرشتگان آسان مىشد، امّا اين امر، تحقّق نيافت، پس اراده خدا بر آفرينش آدم از نور تعلق نگرفت.
نصب اين چند واژه: تمييزا، نفيا و ابعادا بنا بر مفعول له است يعنى خدا فرشتگان را آزمايش كرد تا مطيع را از عاصى مشخص سازد و خصيصه زشت كبر و خودخواهى را از آنان دور كند. توفيق از خداوند است.
فصل دوم خطبه قاصعه
فَاعْتَبِرُوا بِمَا كَانَ مِنْ فِعْلِ اللَّهِ؟ بِإِبْلِيسَ؟- إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِيلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِيدَ- وَ كَانَ قَدْ عَبَدَ اللَّهَ سِتَّةَ آلَافِ سَنَةٍ- لَا يُدْرَى أَ مِنْ سِنِي الدُّنْيَا أَمْ مِنْ سِنِي الْآخِرَةِ- عَنْ كِبْرِ سَاعَةٍ وَاحِدَةٍ- فَمَنْ ذَا بَعْدَ؟ إِبْلِيسَ؟ يَسْلَمُ عَلَى اللَّهِ بِمِثْلِ مَعْصِيَتِهِ- كَلَّا مَا كَانَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِيُدْخِلَ الْجَنَّةَ بَشَراً- بِأَمْرٍ أَخْرَجَ بِهِ مِنْهَا مَلَكاً- إِنَّ حُكْمَهُ فِي أَهْلِ السَّمَاءِ وَ أَهْلِ الْأَرْضِ لَوَاحِدٌ- وَ مَا بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ هَوَادَةٌ- فِي إِبَاحَةِ حِمًى حَرَّمَهُ عَلَى الْعَالَمِينَ فَاحْذَرُوا عِبَادَ اللَّهِ عَدُوَّ اللَّهِ أَنْ يُعْدِيَكُمْ بِدَائِهِ- وَ أَنْ يَسْتَفِزَّكُمْ بِنِدَائِهِ وَ أَنْ يُجْلِبَ عَلَيْكُمْ بِخَيْلِهِ