ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٤٠٧ - ٤ - و اصطفاهما لجلاله،
دريافت مىكند، پس صفت كبريايى و عزت در ذات وى از همه موجودات مصداقى كاملتر و شايستهتر دارد، او به اين دليل كه بر تمام وقايع كلى و جزئى آگاهى دارد، به كمال ذات خود و شرافت و عزت خويش بر تمام موجودات عالم هستى نيز علم و آگاهى دارد.
واژه لبس كه به معناى پوشش است در اين جا استعاره است و احاطه كبريايى و عزت حق تعالى كه امرى معقول است تشبيه به پيراهن و عبايى شده است كه تمام بدن شخص را احاطه مىكند، تشبيه معقول به محسوس است.
(٤٣٢٨٤- ٤٣٢٨٠) ٢- حق تعالى دو صفت كبريايى و عزت را ويژه خود ساخته است زيرا جز ذات اقدس او، هيچ كس شايسته آن نيست و اين مطلب به دليل نقلى و عقلى به ثبوت رسيده است، دليل نقلى آيه قرآن است كه مىفرمايد: «عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ [١]» الف و لام مفيد حصر است، كبريايى و تعالى را به خداوند منحصر مىكند، و نيز در بسيارى از آيات ديگر متكبران را مذمّت كرده و به آنان وعده عذاب داده و از زبان پيامبر اكرم نقل شده است كه الكبرياء ردايى ...،
بزرگى شايسته من (خداوند) است، و دليل عقلى نيز حكم مىكند بر اين كه اين ويژگى جزء ذات وى مىباشد نه خارج از ذاتش زيرا اگر خارج از ذات او باشد لازمهاش نيازمندى حق تعالى به غير خود مىباشد كه بر خداوند محال است.
(٤٣٢٩١- ٤٣٢٨٥) ٣- خداوند اين دو ويژگى را بر غير خود حرام كرده است كلمههاى حمى و حرم كه به معناى قرق كردن و ممنوعيت مىباشد استعاره است يعنى غير ذات اقدس او از داخل شدن در اين حريم ممنوع و محروم مىباشند چنان كه مالك زمين، ديگران را از دخول در حول و حوش ملك خود بر حذر مىدارد.
(٤٣٢٩٤- ٤٣٢٩٢)
٤- و اصطفاهما لجلاله،
در اين جمله بيان شده است كه چرا خداوند اين
[١] سوره رعد (١٣) آيه (٨) يعنى: اوست داناى غيب و شهود و بزرگ خداى متعال.