ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٣٥٨ - و كأنها قد جاءت باشراطها،
سبب مرگ مىباشد.
(٤٢٥١٥- ٤٢٤٩٧)
و خيفة الوعد،
هر گاه خير و شر، هر دو، در كلام ذكر شوند واژه وعد به كار مىرود چنان كه گفتهاند: «و لا تعدانى، الخير و الشر مقبل [١]» اما اگر با هم ذكر نشوند، در مورد خير، عده و وعد، و در مورد شرّ، ايعاد و وعيد را به كار مىبرند در عبارت خيفة الوعد كه امام (ع) به كار بردهاند اگر چه خير و شرّ در كلام نيست اما كلمه خيفه كه به معناى ترس است مانند قرينهاى بر وجود شرّ مىباشد كه وعد براى آن به كار رفته است و منظور از عبارت غمّ الضريح، اندوه فراوانى است كه براى انسان از مقايسه تنگى قبر با فراخى منازل دنيا به وجود مىآيد و همچنين ساير امور ترسآورى كه امام (ع) بيان فرموده است. اين كه حضرت از اين امور بيمناك و ترسآور ياد نموده به اين سبب است كه هدف پند و اندرز، و ترس و تحزيف است، و به همين منظور مطلب را با ترس از خدا تأكيد كرده و بيان فرموده است علت اين كه بايد از آينده نگران باشيد اين است كه گذشت دنيا به يك روال است، پس همچنان كه خداوند گذشتگان و آثار آنها را به هلاكت رساند، نسبت به شما نيز همين رفتار را خواهد داشت پس بهوش باشيد و غفلت نكنيد و در حوادث به خدا پناه ببريد.
(٤٢٥٢١- ٤٢٥١٦)
و أنتم و الساعة فى قرن،
اين جمله كنايه از نزديك بودن قيامت و آخرين منزل مىباشد كه گويا اين مردم با قيامت در يك عصر و زمان هستند.
(٤٢٥٣٤- ٤٢٥٢٢)
و كأنها قد جاءت باشراطها،
سرعت فرا رسيدن رستاخيز را به امرى تشبيه كرده است كه آمده و حضور يافته است، و اين تشبيه را با كلمه قد تاكيد فرموده كه گويا اين آمدن تحقق يافته است، و علامتهاى قيامت از قبيل ظهور دجّال و دابّة
[١] به من وعده خوبى ندهيد، و حال آن كه شرّ رو آورنده است.