ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٦٩ - ١ - ما وحده من كيفه،
شدن عمر جهان هستى خداى عالم را به ستوه نياورده است تا وى را براى نابود كردن آن شتابان سازد، بلكه با لطف خويش كليه موجودات را نظام بخشيد و با فرمان خود آنها را نگهدارى فرمود و به توسط قدرت كاملهاش همه را مستحكم ساخت و بار ديگر پس از فناى موجودات آنها را به عالم وجود بر مىگرداند، بدون اين كه نيازى به آنها داشته باشد و يا كمكى از آنها بگيرد، و نه به منظور انتقال از حالت تنهايى و وحشت به سوى حالت آرامش و انس و نه از حالت جهل و نادانى به سوى علم و آگاهى و نه مىخواهد به آن وسيله از نيازمندى و فقر به سوى بىنيازى و ثروت برگردد و يا از خوارى و پستى به عزت و قدرت انتقال يابد.»
[شرح]
موضوع بحث در اين خطبه توحيد مطلق پروردگار و تنزيه ذات اقدس وى از ويژگيهاى ناروا مىباشد و به اين منظور او را از صفات ناروا دور دانسته است:
(٤٠٩٥٩- ٤٠٩٥٦)
١- ما وحده من كيّفه،
در اين عبارت دو قسم از اقسام دلالتهاى منطقى نهفته است، مطابقه و التزام الف: بطور مطابقه بر اين امر دلالت دارد كه هر كس خداى را به كيفيت ستايد يكتايى وى را بيان نكرده است ب: لازمه اين معنا آن است كه خداى را به اين طريق ستودن جايز نيست.
تعريف كيفيت: در آغاز براى اين كه روشن شود چرا توصيف خداوند بدين گونه روا نيست كيفيت يا كيف را تعريف مىكنيم و آن ويژگى ثابت و صفتى است كه بر اشياء و موجودات عارض مىشود و هيچ گونه قسمت و نسبتى نمىپذيرد [١] و با اين تعريف و قيودى كه براى آن ذكر شد از بقيّه اعراض جدا مىشود، و اين عرض داراى چهار قسم اصلى است كه هر كدام نيز داراى چند بخش مىباشند:
[١] اگر تقسيمپذير باشد كمّ است و اگر نسبت به ديگرى باشد وضع است كه دو قسم ديگر از اعراض مىباشند، و تعريف جوهر و بقيّه اعراض در صفحات بعد خواهد آمد. (مترجم)