ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢٢٧ - شرح
(٤٠٣٢٩- ٤٠٣٢٥) ٨- به بندگانش ستم روا نمىدارد، بر خلاف سلاطين و پادشاهان روى زمين كه هر گاه ستم كردن بر زير دستان به سودشان باشد و از آن لذت ببرند و يا در ترك آن ضررى احساس كنند در حق آنان روا مىدارند، و اين خود معلول طبيعت مادى بشرى است كه اين را براى خود كمال مىداند، ولى ذات اقدس پروردگار از چنين خاصيّتى مبرّا و دور است.
(٤٠٣٣٩- ٤٠٣٣٠) ٩- در ميان آفريدههايش به عدل رفتار مىكند و نظام خلقت را بر پايه عدل استوار فرموده است، اين مطلب آن چنان روشن است كه نيازى به توضيح ندارد.
(٤٠٣٤٤- ٤٠٣٤٠) ١٠- به دليل حدوث مخلوقاتش بر ازليّت و بىآغازيش استدلال، و به دليل اهميت اين موضوع، به اختلاف عبارت آن را تكرار فرموده است.
(٤٠٣٥٢- ٤٠٣٤٥) ١١- به ناتوانى مخلوقات بر كمال قدرت وى استدلال مىشود. آنچه غير از ذات خداست بطور كلّى داغ نقص قدرت بلكه كمال عجز و ناتوانى بر پيشانى دارد، زيرا همگى نيازمند به او هستند و او مبدأ وجودى همه آنهاست و هيچ كدام از سببها و علّتها، علّت واقعى نيستند بلكه همه از معدّات مىباشند پس در حقيقت هيچ قدرتى نيست مگر از او و براى او، و شكل منطقى استدلال با يك قياس استثنايى چنين است: اگر خداوند نسبت به وجود امرى عجز و ناتوانى مىداشت، مبدأ وجودى آن واقع نمىشد، امّا او مبدأ تمام هستيهاست، پس قدرت كاملهاش بر تمام آنها ثابت است.
يادآورى: از باب اصطلاح، عجز در موردى به كار مىرود كه از آن انتظار قدرت مىرود مثل اين كه به ديوار نمىگويند عاجز است زيرا از آن انتظار قدرت و توانايى نمىرود.
(٤٠٣٦٠- ٤٠٣٥٣) ١٢- جاودانه است زيرا جز ذات اقدس وى همه چيز محكوم به فناست.
قدرت و حاكميّت حق تعالى بر آنچه از آفريدههايش كه آمادگى فنا دارند،