ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ٢١١ - و انا لامراء الكلام،
فرا گرفته است.
(٥٤٦٠٧- ٥٤٦٠٣) ٣- اهل حق در اين زمان خوارند زيرا هم در اقليتاند و هم نسبت به ديگران ضعيفند.
(٥٤٦١٠- ٥٤٦٠٨) ٤- اكثريت مردم اين روزگار به گناه اشتغال دارند.
(٥٤٦١٣- ٥٤٦١١) ٥- با زبان، با هم سازش دارند، ولى در دل توافق ندارند، به احتمال ديگر معنايش چنين است كه مردم اين زمان در كارهاى خود غلّ و غش به كار مىبرند.
(٥٤٦٢٤- ٥٤٦١٤) ٦- گروهها و اصناف مختلف داراى ويژگيهاى گوناگون مىباشند، جوانانشان تندخو و بد اخلاقند، از آن رو كه با ادب اسلامى تربيت نشدهاند، دانايانشان منافقند، بدين سبب كه هوشمندى خود را در جهت شرّ به كار مىبرند و از فرمانهاى الهى و راه آخرت چشم پوشيدهاند، گويندگان در اين زمان در دوستى با مردم ناخالصند با زبان اظهار محبت مىكنند ولى در دل با آنها دوست نيستند.
(٥٤٦٢٨- ٥٤٦٢٥) ٧- كوچكشان بزرگشان را احترام نمىكند، زيرا در محيطى رشد يافتهاند كه از نظر آداب شرعى دچار نقص بوده و توجّهى به آن نداشتهاند.
(٥٤٦٣٣- ٥٤٦٢٩) ٨- ثروتمندانشان به نيازمندان كمك نمىكنند، و اين خود دليل است بر اين كه اهل اين زمان مردمى جفاكار و فرومايه مىباشند. توفيق از خداوند است.