ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٩٨ - تقلب الآخره،
دليل پيوسته با ديدههاى دلشان، احوال آخرت را مشاهده مىكنند، چنان كه در بعضى خطبههاى گذشته فرموده است: گويا بهشت را مىبينند و در آن متنعّمند و گويا دوزخ را مشاهده مىكنند و از عذاب دردناك آن در رنجاند، و هر كس چنين باشد حضور باطنيش در عالم آخرت است و در حقيقت از اهل آن جهان خواهد بود.
(٥٤٣٩٧- ٥٤٣٩٤)
عملوا فيها بما يبصرون،
كوششها و حركات ظاهرى و باطنى مردان خدا در راه او دو دليل داشت: از يك طرف آنان با ديده بصيرت، خود راه حق را مىديدند و سعادتهايى را كه منتها اليه آن طريق است مشاهده مىكردند و از طرف ديگر يقين داشتند كه لازمه انحراف از آن راه، بدبختى و شقاوت هميشگى است، اين معنا كه بيان شد به اين اعتبار بود كه حرف با در بما يبصرون براى سببيّت و ما مصدريه باشد و نيز ممكن است ما را موصولى و به معناى الّذى بگيريم يعنى اهل زهد و تقوا عمل خود را به سبب آنچه كه مشاهده مىكنند انجام مىدهند، زيرا يقين به آن مشاهدات و حالات دليل و راهنما مىشود و آنان را وادار مىكند كه در آن راه قدم گذارند و آن مسير را بپيمايند.
(٥٤٤٠٢- ٥٤٣٩٨)
و بادروا فيها ما يحذرون،
مبادرت به معناى سبقت گرفتن و براى چارهجويى در امرى، جلو رفتن، مىباشد، و شرح عبارت چنين است كه پرهيزكاران زاهد، با اين كه در دنيا هستند ولى از كيفرهاى آخرت كه بعدها مىآيد و بايد آن روز از آن بپرهيزند، هم اكنون در حذر كردن از آن مىكوشند، گويا عذاب آخرت براى اين كه خودش را به آنها برساند مسابقه گذاشته و شتابان مىآيد، ولى ايشان در مسابقه به سوى نجات از آن جلو افتاده و سبقت گرفتهاند، زيرا بر مركبهاى نجات سوار و به دستگيرههاى آن كه دستورهاى دينى و حدود الهى است چنگ زده و به انجام آن پرداختهاند.
(٥٤٤٠٨- ٥٤٤٠٣)
تقلّب ... الآخره،
كلمه اوّل در اين عبارت فعل مضارع و در اصل تتقلّب