ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٨٥ - ترجمه
[لغات]
(حابس): باز دارنده (خالس): با سرعت و ناگهانى (تكنّف): احاطه و فرا گيرى (طيّات: جمع طيّه): منازل ميان راه در مسافرت.
(واتر): كسى كه باعث ترس و كينه و انتقامگيرى ديگران مىشود.
(غوائل): گرفتاريهايى كه ناگهانى بر انسان وارد مىشود، جمع غايله است.
(معابل: جمع معبل): پيكانهاى پهن و طولانى (عدوه): ظلم و ستم (نبا السيف): ضربه شمشير كارگر نشد (ظلل: جمع ظلّه): ابرها (احتدام): شدت خشم و تندى.
(ارهاق): سبقت گرفتن و در كارى شتاب كردن، اين كلمه ازهاق باز نقطهدار نيز خوانده شده است [١].
(جشوبه): درشتى و ناگوار بودن طعام (نجّى): جمعى كه با هم به راز گويى مىنشينند.
(ندىّ): عدّهاى كه گردهم اجتماع مىكنند.
(لا يحفلون): اعتنا نمىكنند.
[ترجمه]
«همانا تقوا و پرهيزكارى كليد درهاى رستگارى و اندوخته روز معاد و آزادى از هر گونه بردگى و رهايى از تمام هلاكتهاست، در پرتو آن جويندگان به مقصود مىرسند و فرار كنندگان نجات مىيابند و با آن به هر هدف و آرزويى مىتوان رسيد، پس اكنون كه اعمال شما به پيشگاه خداوند بالا مىرود و توبه سود مىبخشد و دعا به استجابت مىرسد و احوال آرام و قلمها در كار است، در انجام كارهاى نيك كوشش كنيد و پيش از آن كه طول عمر باعث شكستگى شما شود، يا بيمارى شما را از عمل باز دارد، و يا مرگ ناگهان قدرت عمل را از شما بگيرد به عمل بپردازيد چرا كه اين مرگ بر هم زننده خوشيها و تيره كننده خواستهها و فاصله افكن ميان شما و هدفهايتان است، ديدار كنندهاى است دوست نداشتنى، هماوردى است شكست ناپذير و كينه جويى است كه باز خواست نمىشود. هم اكنون، دامهايش بر دست و پاىتان آويخته و
[١] چنان كه از شرح اين عبارت معلوم مىشود، شارح، بىنقطه را انتخاب كرده است.