ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٧١ - فكيف بكم القبور،
و حال آن كه پوسيدگى با سينه خود آنها را آرد كرده و كلمه طحن را براى اين معنا كه كهنگى و پوسيدگى بدنهاى آنان را تباه ساخته استعاره آورده و واژه كلكل را هم كه به معناى سينه و از لوازم مشبّه به است به منظور ترشيح براى آن ذكر كرده است و همچنين لفظ اكل را كه به معناى خوردن است براى اين معنا كه سنگها و خاكهاى گور بدنهاى مردگان را به نابودى كشاندهاند استعاره آورده است.
(٥٣٨٦٩- ٥٣٨٦٢)
و كأن قد صرتم ... المستودع،
واژه كأن از حروف مشبهه به فعل و مخفّفه از مثقّله است، اسم آن ضمير شأن و خبرش قد صرتم است و اشاره است به اين كه شما هم مثل گذشتگان خود گويا اكنون به سرنوشت آنان دچار شدهايد.
(٥٣٨٧٧- ٥٣٨٧٠)
و ارتهنكم ذلك المضجع،
گويا قبر، محلّ اقامت شما شده است و شما را از ساكنان پا بر جاى خود به حساب مىآورد، و اين كه قبر را براى مردگان به عنوان مستودع يعنى جايگاه موقّتى و امانت ذكر كرده به اين دليل است كه براى هميشه در آن جا نيستند بلكه در آينده كه روز قيامت است از آن جا بيرون مىآيند و به صحنه رستاخيز و سپس قرارگاه ابدى خود رهسپار مىشوند.
(٥٣٩٠٤- ٥٣٨٧٨)
فكيف بكم ... القبور،
در آخر، امام (ع) به منظور اين كه مردم را به كارهاى نيك و عبادات تشويق كند و از هوا و هوس و اعمال گناه و معصيت باز دارد ايشان را به احوال روز رستاخيز و هول و هراسهاى آن هشدار مىدهد و به عنوان پرسش كه آگاه كنندهتر است توجه آنها را جلب كرده است، و در ذيل اين سؤال به اين نكته اشاره فرموده است كه در آن روز در حقيقت آدمى بيدار شده و نسبت به آنچه از خير و شرّ كه پيش فرستاده و اعمالى كه در دنيا انجام داده آگاه مىشود، به سوى مولاى حقيقى و معبود واقعى بازگشت مىكند كه در اين صورت بطلان تمام معبودهاى باطلى كه در دنيا آنها را حق مىپنداشتهاند آشكار مىشود. توفيق از خداوند است.