ترجمه شرح نهج البلاغه - ابن ميثم بحرانى ت محمدى مقدم و نوايى - الصفحة ١٦٥ - شرح
از فرومايگان و اشرار است، زيرا گاهى فقر و نياز چنان شديد مىشود كه آدمى را وادار مىكند به نااهلان رو آورد و از آنان درخواست ترحم كند و به تجربه ثابت شده است كه ترحم خواستن از ناكسان و اشرار و دراز كردن دست نياز به طرف آنان، در ذايقه نيكان و صاحبان مروّت، از داروى تلخ و سمّ مهلك ناگوارتر است.
(٥٣٦٨٨- ٥٣٦٧٩) ٤- پىآمد چهارم تنگدستى و نيازمندى آن است كه آدمى ناچار مىشود كسانى را كه به وى بخشش و مساعدت كردهاند، بستايد و آنانى را كه كمك نكردهاند نكوهش و مذمّت كند، و اين خود صفتى است كه انسان را از توجه به خدا و روآوردن به قبله حقيقى باز مىدارد.
(٥٣٧٠٣- ٥٣٦٨٩) و او در عبارت و انت، واو حاليّه است. يعنى خداوندا حيثيت و آبروى مرا با فقر و احتياج، بىمقدار مكن كه به سبب آن دچار اين ناگواريها شوم، در حالى كه تو هستى كه با احاطه قيوّمى خود بر همه سببهاى عالم وجود برترى دارى و از همه شايستهترى كه به هر كس آنچه بخواهى عطا كنى و آنچه بخواهى منع نمائى، تو سر چشمه بذل و بخشش و غنا و بىنيازى هستى، زيرا احتياجى به خلق ندارى و تمام آفريدگانت در جهات ظاهرى و معنوى به تو نيازمند و محتاجند چون قدرت بىپايان تو سراسر ممكنات را در تسخير دارد. توفيق از خداوند است.