شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤١١ - فصل دوّم در بيان مراتب صبر است
مىخواهيم؛ و اگر فقر را بدهد، آن را بهتر؛ و اگر غنى دهد آن را بهتر مىخواهيم». [١]
شايد جابر از جهت آن كه به خود اطمينان نداشته كه در حال صحّت و سلامت و غنى و خوشى بتواند قلب خود را نگهدارد بطورى كه اقبال قلبى به دنيا پيدا نكند و ركون به اين قريه ظالمه ننمايد، از اين جهت چنين گفته؛ ولى مقام ولايت مقامى است كه واردات در تحت سيطره آن واقع مىشود.
اگر تمام ملك جهان را به ولىّ كامل بدهند يا همه چيز را از او بگيرند، در قلبش اثرى حاصل نشود، و هيچ يك از واردات در او تغييرى ندهد.
بالجمله: صبر به اين مرتبه كه ذكر شد، از مقامات متوسّطين است. و اين كه كمّل از اولياء را گاهى به آن موصوف نمودهاند، يا صبر به مقامات عاليه را منظور داشتند- چنانچه پس از اين اشاره به آن شود [٢]-، و يا مقصود آن است كه صبر در آلام جسمانيه داشتند كه به مقتضيات طبايع بشريه موجب تأثّر و تألّم است.
فصل دوّم در بيان مراتب صبر است
و آن بسيار است كه مراتب كامله آن را در فصل آتيه ذكر مىكنيم، [٣] و اين جا بعض مراتب آن را كه مطابق حديث نبوى است مذكور مىداريم تا اين فصل به منزله شرح آن حديث باشد.
كافِي بِسَنَدِهِ إلى أمِيْر المُؤْمِنينَ قالَ:
قالَ رَسُولُ اللَّهِ: «الصَّبْرُ ثَلاثَةٌ: صَبْرٌ عِنْدَ
[١] اوصاف الاشراف، ص ٦٠؛ جامع السعادات، ج ٣، فصل فى مراتب الصبر، ص ٢٨٥؛ اعيان الشيعة، ج ٤، ص ٤٦.
[٢] در فصل ٢، از همين مقصد، در ص ٤١٢.
[٣] در ص ٤١٨.