شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٦١ - فصل اول مقصود از رضا و سخط
مقصد ششم در «رضا» و ضد آن است كه «سخط» است
و در آن شش فصل است.
فصل اول [مقصود از رضا و سخط]
بدان كه رضا عبارت است از: خوشنودى بنده از حق- تعالى شأنه- و اراده او و مقدّرات او. و مرتبه اعلاى آن، از اعلا مراتب كمال انسانى و بزرگتر مقامات اهل جذبه و محبت است؛ چنانچه اشاره به آن بيايد- إن شاء اللَّه-. و آن فوق مقام تسليم و دون مقام فناست.
و عارف سالك انصارى [١]- قُدِّس سرّه- در تعريف آن، قريب به اين
[١] أبو اسماعيل عبد اللَّه بن محمّد أنصاري هَرَوي، معروف به خواجه عبد اللَّه أنصاري (متولّد ٣٩٦ و متوفّاى ٤٨١ هجرى قمرى) عارفى سالك و دانشمندى به حق رسيده بود. وى از أحفاد و أعقاب صحابى جليل القدر أبو أيّوب انصارى بوده است. وى در هرات پا بجهان گذاشته و از همان كودكى زبانى گويا و طبعى توانا داشته، و در جوانى در علوم ادبى و دينى و حفظ اشعار عرب مشهور بوده است. او در تصوّف از محضر عارف نامى شيخ أبو الحسن خَرَقاني تعليم يافته و جانشين وى شده است.
بيشتر عمرِ وى در هرات به سر آمده و در آنجا تا پايان عمر به تعليم و ارشاد اشتغال داشته است. بعضى از مشهورترين آثار او عبارتند از: تفسير قرآن، منازل السائرين، صد ميدان، زاد العارفين، مناجات نامه و محبّت نامه و ... (ريحانة الادب، ج ٢، ص ١٦٨- ١٧٠ (با تلخيص و تغيير)).