شرح حديث« جنود عقل و جهل»
(١)
پيشگفتار
٣ ص
(٢)
مقدِّمةٌ
٧ ص
(٣)
مقاله اولى در نقل لفظ حديث شريف است تَيَمُّناً وَ تَبَرُّكاً
١٥ ص
(٤)
تنبيه
١٩ ص
(٥)
مقاله دوّم در بيان شمّهاى از حقيقت عقل و جهل و بيان مراد حديث شريف
٢١ ص
(٦)
مقاله سوم در شمهاى از خصايص و صفات اين دو حقيقت عقليه و جهليه، به حسب آنچه در اين حديث شريف به آن اشاره فرموده
٢٥ ص
(٧)
در بيان صفات جهل
٣٢ ص
(٨)
توجيه ديگر در معنى اجاج
٣٤ ص
(٩)
حكمة الهيّة در بيان سرّ آنكه عقل به نور حق نسبت داده شده و جهل به بحر اجاج
٣٥ ص
(١٠)
مقاله چهارم در بيان شمهاى از حقيقت اقبال و ادبار عقل و جهل كلّى و جزئى
٣٩ ص
(١١)
در توجيه ديگر از اقبال و ادبار عقل است
٤١ ص
(١٢)
تنبيه شريف و تحقيق لطيف بيان تفاوت بين ادبار عقل و جهل است
٤٥ ص
(١٣)
لطيفةٌ عرفانيةٌ و حقيقةٌ إيمانيةٌ
٥٠ ص
(١٤)
مقاله پنجم در شرح اجمالى از بعض الفاظ حديث شريف
٥٧ ص
(١٥)
نكتةٌ
٦١ ص
(١٦)
مقاله ششم در بيان و شرح جنود عقل و جهل از بعض وجوه، كه مقصود از تحرير اين رساله است، نه از جميع وجوه
٧٣ ص
(١٧)
مقصد اوّل در بيان «خير» و «شر»
٧٥ ص
(١٨)
فصل اوّل مقصود از خير و شر
٧٥ ص
(١٩)
فصل دوّم در توضيح و تشريح اين مقصود است
٧٨ ص
(٢٠)
فصل سوّم در بيان آنكه، فطرت مخموره بىحجاب وزير عقل و مبدأ خيرات است و خود خير است، و فطرت محجوبه به طبيعت وزير جهل و مبدأ شرور و خود شرّ است
٨٠ ص
(٢١)
فصل چهارم ضرورت اصلاح نفس
٨٣ ص
(٢٢)
مقصد دوم در بيان «ايمان» و «كفر» است
٨٧ ص
(٢٣)
فصل اوّل مقصود از ايمان
٨٧ ص
(٢٤)
فصل دوّم در توضيح و تتميم اين مطلب است
٨٩ ص
(٢٥)
فصل سوم در استشهاد براى اين مقصد به دليل نقلى
٩١ ص
(٢٦)
فصل چهارم در بيان آنكه ايمان بر طبق فطرت است و كفر خارج از طريقه فطرت است
٩٨ ص
(٢٧)
فصل پنجم راه تحصيل ايمان
١٠٣ ص
(٢٨)
مقصد سوم در بيان «تصديق» و ضد آن است كه «جحود» است
١١٣ ص
(٢٩)
فصل اول مقصود از تصديق و جحود
١١٣ ص
(٣٠)
فصل دوم اصلاح نفس از جحود
١١٨ ص
(٣١)
مقصد چهارم در «رجاء» و ضد آن است كه «قنوط» است
١٢٩ ص
(٣٢)
فصل اول در بيان آنكه رجاء و اميدوارى از جنود عقل است، و قنوط و نااميدى از جنود جهل و ابليس است
١٢٩ ص
(٣٣)
فصل دوم در بيان فرق ما بين رجاء و غرور است
١٣١ ص
(٣٤)
فصل سوم در فرق ميان خوف، كه از جنود عقل و رحمان است، و ميان قنوط، كه از جنود جهل و شيطان است
١٣٧ ص
(٣٥)
فصل چهارم در كيفيت جمع بين خوف و رجا است
١٤٢ ص
(٣٦)
مقصد پنجم در بيان «عدل» و ضد آن است كه «جور» است
١٤٧ ص
(٣٧)
فصل اول مقصود از عدالت و جور
١٤٧ ص
(٣٨)
فصل دوّم عدالت و جور در كتب اخلاقيّه
١٥١ ص
(٣٩)
فصل سوّم در تحصيل فضيلت عدالت
١٥٣ ص
(٤٠)
مقصد ششم در «رضا» و ضد آن است كه «سخط» است
١٦١ ص
(٤١)
فصل اول مقصود از رضا و سخط
١٦١ ص
(٤٢)
فصل دوم در بيان آنكه رضا از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است؛ چنانچه سخط از جنود جهل و لازمه فطرت محجوبه است
١٦٤ ص
(٤٣)
فصل سوم در بيان مراتب رضا است
١٦٦ ص
(٤٤)
فصل چهارم مبادى مقام رضا
١٧٠ ص
(٤٥)
فصل پنجم در بيان ابتلاء مؤمنين
١٧٢ ص
(٤٦)
فصل ششم در فضيلت رضا و ذم سخط از طريق نقل
١٧٥ ص
(٤٧)
مقصد هفتم در «شكر» و ضد آن است كه «كفران» است
١٨١ ص
(٤٨)
فصل اول در معنى شكر است
١٨١ ص
(٤٩)
فصل دوم در مراتب شكر
١٨٢ ص
(٥٠)
فصل سوم در بيان آنكه شكر از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است، چنانچه كفران از جنود جهل و لازمه فطرت محجوبه است
١٨٥ ص
(٥١)
فصل چهارم در نقل بعض احاديث شريفه در اين باب
١٨٨ ص
(٥٢)
مقصد هشتم در «طمع» و ضد آن است كه «يأس» است
١٩٣ ص
(٥٣)
فصل اوّل مقصود از طمع و يأس
١٩٣ ص
(٥٤)
فصل دوم در بيان تأثير طمع و يأس
١٩٥ ص
(٥٥)
مقصد نهم در «توكل» است، و ضد آن كه «حرص» است
١٩٩ ص
(٥٦)
فصل اوّل در بيان معنى توكل است
١٩٩ ص
(٥٧)
فصل دوم در اركان توكل است
٢٠٠ ص
(٥٨)
فصل سوم در تعقيب اين باب و موعظت اولو الألباب است
٢٠٦ ص
(٥٩)
فصل چهارم در معرفت بعض مراتب و درجات توكل است
٢١٢ ص
(٦٠)
فصل پنجم در بيان آنكه توكل از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است، و اشاره به معنى حرص و اين كه از جنود جهل و ابليس و از لوازم فطرت محجوبه است
٢١٥ ص
(٦١)
فصل ششم در مدح توكّل و ذمّ حرص از طريق نقل
٢١٧ ص
(٦٢)
تتمّةٌ
٢٢٤ ص
(٦٣)
مقصد دهم و يازدهم در «رأفت» و «رحمت» و ضد آنها است كه «قسوت» و «غضب» و است
٢٢٩ ص
(٦٤)
فصل اوّل مقصود از رأفت و قسوت
٢٢٩ ص
(٦٥)
فصل دوم در بيان تأثير رأفت
٢٣٢ ص
(٦٦)
فصل سوم فرق ميان قساوت و غضب
٢٣٧ ص
(٦٧)
فصل چهارم در بيان آنكه رأفت از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است
٢٤٠ ص
(٦٨)
فصل پنجم در بيان ثمرات قوّه غضبيه
٢٤١ ص
(٦٩)
فصل ششم در بيان انحراف قوّه غضبيّه
٢٤٤ ص
(٧٠)
فصل هفتم در ذكر جمله اى از احاديث شريفه در اين باب
٢٤٦ ص
(٧١)
فصل هشتم در ذكر مختصرى براى علاج غضب
٢٥٠ ص
(٧٢)
فصل نهم در ذكر علاج غضب، در حال سكونت نفس به قلع مادّه آن، و علاج اسباب مهيّجه آن
٢٥٣ ص
(٧٣)
مقصد دوازدهم در «علم» است و ضد آن كه «جهل» است
٢٥٧ ص
(٧٤)
فصل اوّل مقصود از علم و جهل
٢٥٧ ص
(٧٥)
فصل دوّم در بيان آنكه علم از افضل فضايل است
٢٥٩ ص
(٧٦)
فصل سوّم در بيان آنكه علم، از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است و جهل، از لوازم فطرت محجوبه و از جنود ابليس است
٢٦١ ص
(٧٧)
فصل چهارم در ذكر شمّه مختصرى در فضايل علم از طريق نقل
٢٦٣ ص
(٧٨)
مقصد سيزدهم در «فهم» است و ضد آن كه «حُمْق» است
٢٦٩ ص
(٧٩)
فصل اوّل مقصود از فهم و حمق
٢٦٩ ص
(٨٠)
فصل دوّم در تعقيب اين مقصد و موعظت در اين باب
٢٧١ ص
(٨١)
فصل سوّم در بيان آنكه «فهم» از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و «حمق» از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل است
٢٧٤ ص
(٨٢)
مقصد چهاردهم در «عفت» است و ضد آن «هتك» است
٢٧٧ ص
(٨٣)
فصل اوّل در بيان معنى عفّت است
٢٧٧ ص
(٨٤)
تتميم
٢٧٩ ص
(٨٥)
فصل دوّم در بيان ثمرات قوّه شهويّه
٢٧٩ ص
(٨٦)
فصل سوّم در بيان تأثير اعمال در قلب
٢٨١ ص
(٨٧)
فصل چهارم موعظت براى اصلاح نفس
٢٨٥ ص
(٨٨)
فصل پنجم در ذكر بعضى روايات در فضيلت عفّت
٢٨٩ ص
(٨٩)
مقصد پانزدهم در «زهد» است و ضد آن كه «رغبت» است
٢٩٣ ص
(٩٠)
فصل اول در معنى زهد و رغبت است
٢٩٣ ص
(٩١)
فصل دوّم در درجات و مراتب زهد است
٢٩٤ ص
(٩٢)
فصل سوّم در بيان منزلت زهد نسبت به مقام سلوك انسانيّت و كمال روحانيّت
٢٩٧ ص
(٩٣)
فصل چهارم در بيان آنكه رغبت به دنيا موجب احتجاب از حق است
٣٠٠ ص
(٩٤)
فصل پنجم در بيان آنكه «زهد» از فطريات و لوازم فطرت مخموره است، و «رغبت» از لوازم احتجاب فطرت است
٣٠٢ ص
(٩٥)
فصل ششم در استشهاد به ادلّه نقليّه، در اين باب
٣٠٤ ص
(٩٦)
و امّا روايات
٣٠٧ ص
(٩٧)
مقصد شانزدهم در «رفق» و ضدّ آن است كه «خرق» است
٣١٣ ص
(٩٨)
فصل اوّل در بيان معنى رفق و خرق
٣١٣ ص
(٩٩)
فصل دوّم در بيان دخالت رفق در امور انسان
٣١٥ ص
(١٠٠)
فصل سوّم در بيان آنكه «رفق» و «مدارا» از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است، و «خرق» و «عنف» از جنود جهل و ابليس و از لوازم فطرت محجوبه است
٣١٨ ص
(١٠١)
فصل چهارم در ذكر بعض از اخبار شريفه در اين باب و بيان اجمالى آنها
٣٢٠ ص
(١٠٢)
مقصد هفدهم در «رهبت» است و ضد آن «جرئت» است
٣٢٥ ص
(١٠٣)
فصل اوّل در بيان معنى رهبت
٣٢٥ ص
(١٠٤)
فصل دوّم در بيان اختلاف درجات خوف است
٣٢٦ ص
(١٠٥)
فصل سوّم در بيان آنكه خوف و رهبت از فطريات مخموره و جنود عقل و رحمان است، و جرئت از احتجاب فطرت و جنود جهل و شيطان است
٣٢٩ ص
(١٠٦)
مقصد هيجدهم در «تواضع» است و ضدِّ آن «كبر» است
٣٣٣ ص
(١٠٧)
فصل اوّل در معنى تواضع و كبر است
٣٣٣ ص
(١٠٨)
فصل دوّم در بيان درجات تواضع و تكبر است
٣٣٤ ص
(١٠٩)
فصل سوّم شرح صدر و ضيق صدر
٣٣٦ ص
(١١٠)
فصل چهارم موعظت در اين باب
٣٣٩ ص
(١١١)
فصل پنجم در شمّه اى از احاديث شريفه در اين باب
٣٤٦ ص
(١١٢)
فصل ششم در شمّه اى از احاديث درباره تكبُّر
٣٥٠ ص
(١١٣)
فصل هفتم در بيان آنكه «تواضع» از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است، و «تكبّر» از جنود جهل و از لوازم فطرت محجوبه است
٣٥٣ ص
(١١٤)
مقصد نوزدهم در «تُؤَدَه» و ضد آن است كه «تسرّع» است
٣٥٧ ص
(١١٥)
فصل اوّل در بيان آنكه تؤده و تسرّع از صفات ظاهره و باطنه است
٣٥٧ ص
(١١٦)
فصل دوّم در بيان مقصود از تؤده و تسرّع
٣٥٩ ص
(١١٧)
فصل سوّم در بيان آنكه تأنّى و تثبُّت از فطريات مخموره و از جنود عقل است، و تسرّع و شتابزدگى و بىثباتى و بىقرارى از جنود جهل و ابليس و از فطريات محجوبه است
٣٦٢ ص
(١١٨)
مقصد بيستم در «حلم» است و ضد آن كه «سَفَه» است
٣٦٧ ص
(١١٩)
فصل اوّل در بيان معنى حلم و سفه
٣٦٧ ص
(١٢٠)
فصل دوّم در بيان ثمرات قوّه غضبيّه
٣٦٨ ص
(١٢١)
فصل سوّم در بيان خطرات انحراف قوّه غضبيّه
٣٧٠ ص
(١٢٢)
فصل چهارم در بيان علاج غضب در حال فَوَران آن
٣٧٥ ص
(١٢٣)
فصل پنجم در علاج اساسى سفه و افراط غضب به علاج اسباب مهيِّجه آن
٣٧٧ ص
(١٢٤)
فصل ششم در بيان تحصيل ملكه حلم است
٣٧٩ ص
(١٢٥)
فصل هفتم در ذكر فضايل حلم از طريق منقول
٣٨٢ ص
(١٢٦)
مقصد بيست و يكم در «صَمت» است، و ضد آن كه «هَذَر» است
٣٨٥ ص
(١٢٧)
فصل اوّل در بيان فوائد صمت است
٣٨٥ ص
(١٢٨)
فصل دوّم در بيان زيانهاى هذر و هذيان و اشتغال به كلام باطل و لغو، و سخنان بيهوده بىفائده
٣٨٨ ص
(١٢٩)
فصل سوّم در ذكر فضايل «صمت» و عيوب «هَذَر» از طريق نقل
٣٩١ ص
(١٣٠)
فصل چهارم در بيان آنكه «صمت» به آن معنى كه مقصود در اين حديث است، از جنود عقل و لازمه فطرت مخموره است؛ و «هَذَر» و هذيان از جنود جهل و ابليس و از فطريات محجوبه است
٣٩٥ ص
(١٣١)
مقصد بيست و دوّم در «استسلام» است، و ضد آن «استكبار» است
٣٩٧ ص
(١٣٢)
فصل اوّل مقصود از استسلام و استكبار
٣٩٧ ص
(١٣٣)
فصل دوّم در بيان آنكه استسلام از جنود عقل و استكبار از جنود جهل است
٣٩٨ ص
(١٣٤)
مقصد بيست و سوّم در «تسليم» و ضد آن است كه «شك» است
٤٠١ ص
(١٣٥)
فصل اوّل مقصود از تسليم و شك
٤٠١ ص
(١٣٦)
فصل دوّم در بيان فوائد تسليم
٤٠٢ ص
(١٣٧)
فصل سوّم در بيان آنكه «تسليم» از جنود عقل و رحمان است و لازمه فطرت مخموره است، و ضد آن از جنودِ جهل و لازمه فطرت محجوبه است
٤٠٤ ص
(١٣٨)
مقصد بيست و چهارم در «صبر» و ضد آن است كه «جزع» است
٤٠٩ ص
(١٣٩)
فصل اوّل مقصود از صبر و جزع
٤٠٩ ص
(١٤٠)
فصل دوّم در بيان مراتب صبر است
٤١١ ص
(١٤١)
فصل سوّم در بعض مراتب صبر، كه مخصوص به اهل سلوك و كُمَّل اولياء است
٤١٧ ص
(١٤٢)
فصل چهارم در بيان آنكه «صبر» از جنود عقل و از لوازم فطرت مخموره است، و «جزع» و بىتابى از جنود جهل و لوازم فطرت محجوبه است
٤٢٠ ص
(١٤٣)
فصل پنجم در بيان احاديث در اين باب
٤٢١ ص
(١٤٤)
مقصد بيست و پنجم در «صفح» و ضد آن است كه «انتقام» است
٤٢٥ ص
(١٤٥)
فصل اوّل در بيان ثمرات صفح و مضرّات انتقام
٤٢٥ ص
(١٤٦)
فصل دوّم در ذكر بعضى از احاديث شريفه در اين باب
٤٢٧ ص
(١٤٧)
فهارس
٤٣١ ص
(١٤٨)
1- فهرست آيات
٤٣٣ ص
(١٤٩)
2- فهرست روايات
٤٤٣ ص
(١٥٠)
3- فهرست اسماء معصومين عليهم السلام
٤٤٩ ص
(١٥١)
4- فهرست اعلام
٤٥٣ ص
(١٥٢)
5- فهرست كتب
٤٥٥ ص
(١٥٣)
6- فهرست منابع
٤٥٧ ص
(١٥٤)
7- فهرست تفصيلى مطالب
٤٦٧ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٣ - فصل اوّل در بيان معنى رفق و خرق
مقصد شانزدهم در «رفق» و ضدّ آن است كه «خرق» است
و در آن، چهار فصل است:
فصل اوّل [در بيان معنى رفق و خرق]
«رِفق» به كسر، ضدّ «عنف» است و به معنى مدارا و ملايمت است. يقال رَفَق رِفقاً به و له و عليه: عامله بلطفٍ؛ و رفَقه: أعانه و نفعه؛ و رفُق رَفاقة: أى صار رفيقاً. [١]
و رفيق را نيز به ملاحظه مداراة و ملايمت، رفيق گويند. و «رفق» به معنى لِين جانب است. [٢]
و فى المجمع: «الرفق بالكسر ضدّ الخُرق، و هو أن يحسن الرجل العمل.
[١] المنجد في اللغة، ص ٢٧٢.
[٢] لسان العرب، ج ٥، ص ٢٧٣.