شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦١ - نكتةٌ
اين درجه هستند، حظّى از عالم غيب به اندازه خود ببرند؛ لكن بر متعلّمان علوم آن بزرگواران و مستفيدان از افادات قرآن شريف و احاديث اهل عصمت، لازم است كه براى شكر اين نعمت و جزاى اين عطيَّت، معامله به مثل نموده صورت را به باطن ارجاع و قشر را به لبّ و دنيا را به آخرت برگردانند كه وقوف در حدودْ اقتحام در هلكات، و قناعت به صُوَرْ بازماندن از قافله سالكان است. و اين حقيقت و لطيفه الهيّه، كه علم به تأويل است، به مجاهدات علميه و رياضات عقليه، مشفوع به رياضات عمليه و تطهير نفوس و تنزيه قلوب و تقديس ارواح حاصل شود؛ چنانچه حق تعالى فرمايد: «وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ» [١] و فرمايد: «لا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ» [٢]. گر چه راسخ در علم و مُطَهَّر به قول مطلق، انبياء و اولياء معصومين هستند [٣] و از اين جهت، علم تأويل به تمام مراتب آن، مختص به آنها است، لكن علماء امت را نيز از آن به مقدار قدَم آنها در علم و طهارت، حظّ وافرى است و لهذا از ابن عباس- رضى اللَّه عنه- منقول است كه: «من از راسخين در علم هستم». [٤]
نكتةٌ
تحديد جنود عقل و جهل را به اين عدد خاصّ، از قبيل تحديد به كليّات و مهمّات است، نه آن كه جنود آنها به طريق بسط و تفصيل، عبارت از همين هفتاد
[١] و تأويلش را به جز خداوند و راسخان در علم نمىدانند. (آل عمران/ ٧).
[٢] جز پاكان آن را مَسّ نمىكنند. (واقعه/ ٧٩).
[٣] اصول كافى، ج ١، ص ١٦٦، كتاب الحُجَّة، باب ٢٢، أنَّ الراسخين فى العلم هُم الأئمّة (عليهم السلام).
(تفسير البرهان، سيّد هاشم بحرانى، ج ١، ص ٣٧٠).
[٤] مجمع البيان، طبرسى، مجلّد ٢- ١، ص ٧٠١.