شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٤ - فصل سوّم در بيان آنكه «فهم» از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و «حمق» از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل است
و دركات خود را معاينه كند، و يا با سعادت تمام كه صورت كمال آن حبّ خداوندگار است، و يا با شقاوت كامل كه باطن آن بغض حق است، از دنيا خارج شود. و در اخبار و آثار [١] و مكاشفات بزرگان [٢] اين معنى بسيار مذكور است.
انسان اگر احتمال هم بدهد كه حبّ دنيا موجب چنين مفسدهاى است و منتهى به سوء عاقبت شود، بايد لحظه [اى] آرام نگيرد تا اين حبّ را از دل ريشه كن كند، و البته با رياضات علمى و عملى ممكن است انسان موفق به اين مقصد شود.
آرى در ابتداء امر، ورود در هر يك از مقامات عارفين و قطع هر مرحله از مراحل سلوك مشكل به نظر آيد. شيطان و نفس نيز به اين معنى كمك كند كه انسان را نگذارد وارد سلوك شود، ولى پس از ورود كم كم راه سهل و طريق آسان شود؛ هر قدمى كه در راه حق و آخرت، انسان بردارد، براى قدم ديگر، نور هدايت الهى راه را روشن كند و سلوك را سهل و آسان فرمايد.
فصل سوّم در بيان آنكه «فهم» از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و «حمق» از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل است
اگر مراد از فهم شدّت ذكاء و سرعت انتقال يا صفاى باطن- كه لازمه آن، سرعت تفطّن و انتقال است- باشد، فطرى بودن آن براى آن است كه افاضه نعمت وجود و كمال وجود از جانب ذات مقدّس است، و آنچه از جانب آن
[١] نگاه كنيد به: بحار الأنوار، ج ٦، ص ١٧٣، باب ٧؛ علم اليقين، فيض كاشاني (ره)، ج ٢، ص ٨٥٣.
[٢] مراجعه شود به: إحياء علوم الدّين، غزالى، ج ٣، ص ٢١٤.