شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٤٥ - فصل ششم در بيان انحراف قوّه غضبيّه
و از اين بدتر و بالاتر و قبيحتر، آن است كه اين قوّه الهيّه را بر خلاف مقصد الهى خرج كند، و به ضد نظام عايله و مدينه فاضله انسانيّه به كار برد كه آن علاوه بر كفران نعمت، هاتك حرمت نيز مىشود. و البته در اين موقع، قوّه غضبيّه- كه بايست از جنود الهيّه و بر ضد جنود جهل و شيطان باشد- از جنود بزرگ شيطانيّه و مخالف و مضادّ جنود عقل و حق تعالى گردد، و مملكت غضب كم كم در تحت سيطره شيطان و جهل [درآيد]. [١] و پس از آن كه بايد اين قوه «كلب معلَّم»، عقل و حق باشد، «كلب معلَّم» شيطان- يعنى كلب سر خود- شود، و دوست و دشمن را نشناسد و در هم دَرَد، و نظام عالم و عايله بشرى را متزلزل و منهدم كند. چه بسا كه با قوّه غضبيّه يك نفر از اين نوع، تمام عايله بشر و سرتاسر عالم منقلب و بيچاره شود.
سبعيّت انسان، چون سبعيّت ديگر حيوانات نيست كه حدّ محدود و انتها و وقوف داشته باشد؛ زيرا كه حلقوم انسان، بلع همه عالم را اگر كند، قانع نشود و آتش طمعش فرو ننشيند، از اين جهت جهنّم غضبش ممكن است تمام عالم طبيعت را بسوزاند.
الآن كه نويسنده، اين اوراق را سياه مىكند، موقع جوشش جنگ عمومى بين متّفقين و آلمان است كه آتش آن در تمام سكنه عالم شلعهور شده و اين شعله سوزنده و جهنّمِ فروزنده نيست، جز نائره غضب يك جانور آدم خوار و يك سبع تبه روزگار، كه به اسم پيشوائى آلمان عالم را و خصوصاً ملت بيچاره خود را بدبخت و پريشان روزگار كرد، و اكنون رو به زوال و اضمحلال است.
ولى با زوال نظام عالم و شيوع سبعيّت و شيطنت و جهل در سكنه عالم، اين
[١] در اصل «برآيد» آمده است.