شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٣ - فصل سوّم در بيان تأثير اعمال در قلب
قلبيّه آورده شود، يك نورانيّتى در باطن قلب حاصل شود و يك صفاى باطنى از براى انسان رخ دهد كه انسان را به معرفت اللَّه و توحيد نزديك كند تا آن جا كه حقايق و سراير توحيد در قلب جايگزين شود، و از آن در ملك بدن نيز سرايت كند، و ارض طبيعت نورانى و مشرق به نور الهى شود كه اين غايت سعادت انسانى است كه تفصيل و مراتب آن از عهده اين اوراق عجالتاً خارج است.
و همين طور از هر يك از اعمال سيّئه در قلب يك كدورتى و ظلمتى حاصل شود كه انسان را از مقام قدس و قرب حق- جلّ و علا- دور و از معارف الهيّه مهجور كند، و به عالم طبيعت و دنيا كه باطن آن سجّين و هاويه است، نزديك كند تا آن جا كه قلب و تمام شئون غيبيّه آن فانى در دنيا و طبيعت شود، و حكم روحانيّت و انسانيّت از او برداشته شود.
و بايد دانست كه چون از براى انسان چهار قوّه است: يكى قوّه عاقله روحانيّه، دوّم قوّه غضبيّه سبعيّه، سوّم قوّه شهويّه بهيميّه، و چهارم قوّه واهمه شيطانيّه؛ صورت انسانى در عالم آخرت- كه يوم بروز صور غيبيّه و ملكات نفسانيّه است- به طور كلّى از هشت صورت خارج نيست؛ زيرا كه مقام جسمانيّت و صورت ظاهره انسان در عالم آخرت و نشئه ماوراى عالم طبيعت تابع صورت روحانيّه و مقام نفس است (و آن عالم مثل اين عالم نيست كه طبيعت مخالف باطن باشد و ملك بدن از ملكوت نفس تعصّى كند، و اين مطلب در علم اعلى مبرهن است). [١]
پس اگر انسان در اين عالم سير به طريق مستقيم انسانيّت كرد و تعديل آن سه قوّه را كرد، و آنها را تابع روحانيّت و عقل كرد، و سير باطن و ظاهر در تحت
[١] الأسفار الأربعة، ج ٩، ص ٣٣٠، فصل ٢٦ از باب ١١.