شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٧٥ - فصل چهارم در بيان علاج غضب در حال فَوَران آن
غفلت و غرور شيطانى برخيزيم، و به فكر اصلاح نفس برآئيم، و خود را با انوار اطاعت و مودّت اولياء- عليهم السلام- متناسب با آنها كنيم تا مورد شفاعت آنها شويم، و نور شفاعت آنها با نورانيّت اطاعت ما شَفْعْ شود، و جذبه روحانيت آنها ما را مجذوب كند، و اللَّه الهادى.
فصل چهارم در بيان علاج غضب در حال فَوَران آن
بايد دانست كه انسان بايد در حال سكونت نفس كه آتش سوزنده غضب فروزان نيست و اشتعال و لهيب آن چشم [و] گوش انسان را نبسته و نور عقلِ او را خاموش نكرده، در صدد اصلاح برآيد؛ زيرا كه در وقت اشتعال آن، علاج آن ممكن نيست. لكن براى اطفاى نائره سوزان آن نيز در وقت اشتعال، علاجهاى موقّتى هست كه اگر خود انسان، بكلّى ديوانه و بىادراك نشده باشد، بايد به آن اقدام كند كه جلوگيرى از شدّت و ثورَت آن شود.
و علاج در اين موقع، به آن است كه موجبات انصراف نفس را فراهم كند، و خود ملتفت حال خود شود كه در اوّل پيدايش مقدمات آن براى خود تغيير حال تحصيل كند، و تا بكلّى عنان گسيخته نشده، خود چاره خود را كند. اگر بتواند از آن محلّى كه اسباب غضب در آن مهيّا مىشود، بيرون رود و خود [را] به كارهائى متفرق وادار كند. و اگر نمىتواند خارج شود، در همان جا خود را به تغيير حال وادارد؛ اگر ايستاده است، بنشيند و اگر نشسته است، بخوابد و نفس را سرگرم به كارهاى مخالف اسباب غضب كند.
در روايت كافى براى علاج فرموده است: «اگر از غضب- كه جمره شيطان