شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤١ - فصل چهارم موعظت در اين باب
سركشى و تكبّر مىكنى. پيش اهل معرفت، اين، تكبّر به حق تعالى است.
آن علم معارفى كه در انسان به جاى فروتنى و خاكسارى، سركشى و تَدلُّل ايجاد كند، آن پس مانده ابليس است. اين اصطلاحات اگر اين نتيجه را در انسانى حاصل كند، از تمام علوم پستتر است؛ زيرا كه از آن علومِ ديگر توقع نيست كه انسان را الهى كند، و از قيود نفسانيّه يكسره بيرون كند، و از حجابهاى ظلمانى طبيعت وارهاند؛ و صاحبان آن علوم نيز چنين دعوائى ندارند. پس آنها به سلامت نزديكترند. لا اقل اين عُجبِ موجب هلاكت- كه از خواص ابليس است- در آنها پيدا نشده، و وسيله معرفت اللَّه آنها را از ساحت مقدّس حق دور نكرده.
اگر آنان تكبُّر به مردم كنند، تكبّر به خلق كردند، ولى تو به حَسَب اقرار خودت، تكبّرت به خلق تكبّر به حق است. پس واى به حال تو اى بيچاره گرفتار مشتى مفاهيم و سرگرم به پاره [اى] اصطلاحات كه عمر عزيز خود را در فرو رفتن به چاه طبيعت گذراندى، و از حق به واسطه علوم و معارف حقّه دور شدى! تو به معارف خيانت كردى، تو حق و علم حقّانى را وسيله عمل شيطانى كردى. قدرى از خواب غفلت برخيز، و به اين مفاهيم دل خوش مكن، و گول ابليس لعين را مخور كه تو را به هلاكت كشاند، و از سرمنزل انسانيّت و قرب حق تعالى دور كند.
از اينجا حال ساير علوم را نيز بايد به دست آورد. اگر حكيمى، يا فقيهى، يا محدِّث و مفسِّرى، ببين از اين علوم، در قلب تو چه يادگارهائى مانده، و چه ثمراتى از اين علوم، در درخت وجود تو پيدا شده. عليّ بن أبي طالب فرمود: «سَرِ علم تواضع است». [١]
اگر در تو تواضع و فروتنى پيدا شده است، شكر خدا كن و در ازدياد آن
[١] اصول كافي، ج ١، ص ٣٨، كتاب فضل العلم، باب ١٤، ح ٢.