شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٩ - فصل سوّم در بيان منزلت زهد نسبت به مقام سلوك انسانيّت و كمال روحانيّت
أنَّهُ قالَ: قالَ أمِيْرُ الْمُؤْمِنين:
«إنَّ مِنْ أعْوَنِ الأخْلاقِ عَلَى الدِّيْنِ الزُّهْدَ فِي الدُّنْيا».
[١]
وَ بِإسْنادِهِ عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ- عَلَيْهِ السلامُ- أنَّهُ قالَ:
«حَرامٌ عَلى قُلُوبِكُمْ انْ تَعْرِفَ حَلاوَةَ الإيْمانِ حَتّى تَزْهَدَ فِى الدُّنْيا».
[٢]
وَ عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ- عَلَيْهِ السَّلامُ- أنَّهُ يَقُولُ:
«كُلُّ قَلْبٍ فِيْهِ شَكٌّ أوْ شِرْكٌ فَهُوَ ساقِطٌ، وَ إنَّما ارادُوا بِالزُّهْدِ فِي الدُّنْيا لِتَفْرَعَ قُلُوبُهُمْ لِلْآخِرَةِ».
[٣]
و ظاهراً صدر اين حديث شريف اين است كه قلب سليم عبارت از قلبى است كه ملاقات كند با خداى تعالى در صورتى كه در آن غير خدا نباشد. [٤] پس از آن فرمايد: هر قلبى كه در آن شك و شرك باشد، ساقط است، و جز اين نيست كه مقصود از زهد در دنيا براى آن است كه قلب فارغ شود براى آخرت. و از ملاحظه صدر حديث شريف واضح شود كه مقصود از آخرت در اين جا وصول به باب اللَّه است، و حصول ملاقات جمالِ جميل است، و زهد حقيقى عبارت از آن است كه قلب از شكّ و شرك خالى شود و غير حق در آن نباشد.
وَ بِإسْنادِهِ عَنْ أبِي عَبْدِ اللَّهِ، أنَّهُ يَقُولُ:
«إذا تَخَلّى الْمُؤْمِنُ مِنْ الدُّنْيا سَما وَ وَجَدَ حَلاوَةَ حُبِّ اللّهِ فَلَمْ يَشْتَغِلْ بِغَيْرِهِ».
[٥]
[١] أمير المؤمنين- عليه السلام- فرمودند: كمككنندهترينِ أخلاق براى دين، زهد در دنياست.
(وسائل الشيعة، ج ١٦، ص ١٢، باب ٦٢، از أبواب جهاد النفس، ح ٤؛ اصول كافي، ج ٢، ص ١٠٤، باب ذمّ الدّنيا و الزُّهد فيها، ح ٣).
[٢] امام صادق- عليه السلام- فرمودند: حرام است بر دلهاى شما كه شيرينى ايمان را بچشند، مگر آنكه در دنيا زهد پيشه كنيد. (وسائل الشيعة، همان باب، ص ١٢، ح ٥؛ اصول كافي، همان باب، ح ٢).
[٣] وسائل الشيعة، همان باب، ص ١٢، ح ٧؛ اصول كافي، همان باب، ص ١٠٥، ح ٥.
[٤] همان مصدر.
[٥] امام صادق- عليه السلام- ميفرمودند: وقتى مؤمن از دنيا كناره گرفت، ترقّى كرده و شيرينى محبّت خدا را مىيابد، لذا ديگر به غير خداوند اشتغال پيدا نمىكند. (وسائل الشيعة، همان باب، ص ١٣، ح ٨).