شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٢ - فصل دوم اصلاح نفس از جحود
العلمِ محيطى به همه مصالح و مفاسد پيدا شده باشد؟!
آيا يك ساعت كوچك با اين اجزاء بسيطه، محتاج به صانع عالِم است، و اين دستگاه خلقت انسانى، با اين عظمت و اعضا و اجزاء بيشمار، كه هر يك از روى كمال صنعت و مصلحت به كار برده شده، محتاج به صانع حكيم عالِم نيست؟!
آيا دستگاه راديو، كه امواج محسوس منتشر در جوّ را مىگيرد و تحويل مىدهد صانع حكيم و مدبّر كامل قابل همه طور قدردانى لازم دارد، و دستگاه روح انسانى كه امواج دقيق معقول و محسوس و ملك و ملكوت را مىگيرد و تحويل مىدهد، مدبّر حكيم كامل لازم ندارد؟!
اگر خداى نخواسته، انسانى محجوب؛ نه، بلكه حيوانى به صورت انسان، به واسطه امراض قلبيه- كه منشأ همه امراض باطنيّه است- چنين احتمالى دهد، از فطرت انسانيّت خارج است و بايد علاج قطعى از اين مرض باطنى كند. اين، آن مرده به صورت زندهاى است كه حق تعالى درباره او فرمايد به رسول گرامى خود، در [سوره] فاطر، [آيه] ٢٢: «وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ». [١]
اين، آن حيوانى است كه در چراگاه طبيعت مىچرخد و مىچرد كه درباره او فرمايد: «ذَرْهُمْ يَأْكُلُوا وَ يَتَمَتَّعُوا وَ يُلْهِهِمُ الْأَمَلُ» [٢] و مىفرمايد: «إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا». [٣]
و اما عمل صالح كه براى تبديل احوال نفس و حالت ظلمت و جحود آن به
[١] تو نمىتوانى سخن خود را به مُردگانى كه در گور خُفتهاند، بشنَوانى.
[٢] واگذار ايشان را تا بخورند و بهرهور شوند، و آرزو ايشان را به خودشان مشغول سازد. (حِجْر/ ٣).
[٣] اينان چون چهارپايانند، بلكه از چهارپايان هم گمراهترند. (فُرقان/ ٤٤).