شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٩١ - فصل سوم در استشهاد براى اين مقصد به دليل نقلى
تخليص انسان از مَحْبَس ظلمانى طبيعت و دنيا، نازل شده است، و وعد [و] وعيد آن، همه حق صراح و حقيقت ثابته است، و در تمام مندرجات آن شائبه خلاف واقع نيست؛ با اين وصف، اين كتاب بزرگ الهى در دل سخت ما به اندازه يك كتاب قصّه تأثير ندارد؛ نه دلبستگى به وعدههاى آن داريم تا دل را از اين دنياى دَنى و نشئه فانيه برگيريم و به آن نشئه باقيه ببنديم، و نه خوفى از وعيد آن در قلب ما حاصل آيد تا از معاصى الهيّه و مخالفت با ولى نعمت احتراز كنيم. اين نيست جز آن كه حقيقت و حقّيّت قرآن به قلب ما نرسيده و دل ما به آن نگرويده و ادراك عقلى، بسيار كم اثر است. و با اين قياس، كليه نقصانهائى كه در ما است و جميع سركشيها و مخالفتهاى ما و محروم ماندن از همه معارف و سرائر براى همين نكته است. (تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل).
فصل سوم در استشهاد براى اين مقصد به دليل نقلى
خداى تبارك و تعالى براى مؤمنين در قرآن شريف خود، خواصّى ذكر فرموده است، و همچنين در احاديث شريفه از اهل بيت عصمت و طهارت، براى مؤمن اوصافى ذكر شده است كه هيچ يك از آنها در ما نيست، با اين كه ما خود مىدانيم كه همه به علم برهانى يا امثال آن، اعتقاد به خداى تبارك و تعالى و توحيد ذات مقدَّس و ساير اركان ايمانى داريم. اين نيست مگر براى آن كه مذكور داشتيم كه ايمان غير از ادراك عقلى است.
خداى تعالى در آيه دوم از سوره انفال فرمايد: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إِيماناً وَ عَلى رَبِّهِمْ