شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٦ - فصل سوّم در بيان آنكه «فهم» از لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و «حمق» از لوازم فطرت محجوبه و از جنود جهل است
آن است كه ملاقات كند پروردگار خود را در صورتى كه در آن احدى نباشد غير از خدا.
« الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقى رَبَّهُ، وَ لَيْسَ فِيهِ أحَدٌ سِواهُ». [١]
و نيز از حضرت صادق- عليه السلام- نقل شده كه: قلب سليم آن است كه سالم باشد، از محبت دنيا
« هُوَ الْقَلْبُ الَّذِي سَلِمَ مِنْ حُبِّ الدُّنْيا». [٢] و چون حقيقت دنيا، عبارت از ما سوى اللَّه است، از اين جهت اين معنى در احدى پيدا نشود، مگر ولىّ كامل.
و تفسير اين آيه شريفه به هر دو وجه با آيه شريفه سوره «قدر» به يك معنى برگردد، و متوافق شود.
و از آنچه مذكور شد، «حمق» نيز معلوم شود كه از جنود جهل و ابليس است، و از لوازم فطرت محجوبه است، و فطرت چون محتجب شود، از ادراك حق و روحانيّات كه جنود الهيّهاند، بازماند، و به دنيا و خود متوجه شود، و در حجاب انيّت و انانيّت- آن هم انيّت دنياويه كه آن نيز به حقيقت خود او نيست- از تمام مراتب معنويات و جميع معارف الهيه بازماند، و اين بالاترين مراتب «حمق» است كه كسى از خود و روحانيّت خود نيز محجوب باشد «نعوذ باللَّه منه».
[١] متن حديث اين است:
«الْقَلْبُ السَّلِيمُ الَّذِي يَلْقى رَبَّهُ، وَ لَيْسَ فِيهِ أحَدٌ سِواهُ».
(اصول كافي، ج ٢، ص ١٤- ١٣، كتاب الايمان و الكفر، باب الاخلاص، ح ٥).
[٢] متن اين روايت چنين است:
«هُوَ الْقَلْبُ الَّذِي سَلِمَ مِنْ حُبِّ الدُّنْيا».
(مجمع البيان، طبرسي (ره)، ج ٧، ص ٣٠٥؛ تفسير نور الثقلين، ج ٤، ص ٥٨، ح ٥٠).