شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٧٩ - فصل دوّم در بيان ثمرات قوّه شهويّه
اين كه فقط اين طرف اختصاص به ذكر پيدا كرده، براى آن است كه به حسب نوع، مردم مبتلا به اين طرف هستند و به ندرت اتفاق افتد كه اختياراً كسى از حد اعتدال به طرف تفريط و تقصير ميل كند. و با تكلّف، توان طرفين افراط و تفريط را در هتك داخل كرد؛ زيرا كه «هتك» عبارت از خرق و پرده درى است. پس خرق اعتدال و پرده ميانه روى را دريدن، عبارت از ضد آن است و آن شامل طرفين شود.
تتميم
و از آنچه در اين فصول سابقه و فصول آتيه معلوم شود، ظاهر و روشن شود كه عفّت از فطريات و لوازم فطرت مخموره و از جنود عقل است، و هتك از لوازم فطرت محجوبه و از جنود ابليس و جهل است؛ زيرا كه عدالت در قوا كه به منزله جنس است از براى عفّت، فطرى است و جور بر خلاف فطرت است، چنانچه گذشت.
و نيز خضوع و فرمانبردارى كامل و تبعيّت از «كُمَّل» فطرى است، چنانچه مقابل آن بر خلاف فطرت است.
و نيز خود عفّت و حياء و حُجْب از فطريات تمام عايله بشر است، چنانچه تهتّك و فحشاء و بىحيايى بر خلاف فطرت جميع است، لهذا در نهاد عائله بشرى، عشق به عفّت و حياء مخمور است، و تنفر از هتك و بىحيائى نيز مخمَّر است.
فصل دوّم [در بيان ثمرات قوّه شهويّه]
بدان كه قوّه شهوت از قواى شريفهاى است كه حق تعالى به حيوان و انسان مرحمت فرموده براى حفظ شخص خود و بقاى آن در عالم طبيعت و براى ابقاء