شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٧ - فصل چهارم موعظت براى اصلاح نفس
دود شهوت و غضب چشم باطن ما را كور كرده، و مجارى ادراك ما را بسته، و تصرف شيطان و نفس گوش ما را از شنيدن حق و آيات الهيّه كر نموده، با چشم بسته و گوش كر نتوان حقايق را دريافت كرد.
چنانچه خداى تعالى در سوره مباركه اعراف در آيه ١٧٩، در بيان احوال بعضى از ما مىفرمايد: «وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ». [١]
علامت جهنمى بودن آن است كه دلى را كه براى تفقّه و تدبّر در آيات كريمه صحف تكوين و تدوين خلق فرموده، و چشم و گوشى را كه براى بصيرت و شنوائى حقايق الهيّه مرحمت فرموده، در آنها صرف نشود، و از افق حيوانيّت تجاوز ننمايد، و به مقام انسانيّت لا اقل كه مقام تدبيرات عقليّه است، نرسد. چنين انسانى به حقيقت حيوان- گرچه به صورت دنياوى ملكى انسان مىنمايد-؛ بلكه گمراهتر از ساير حيوانات است، به وجوهى كه يكى از آنها، آن است:
انسان اگر از طريق مستقيم منحرف شد، در هر بابى از ابواب بهيميّت و سبعيّت و شيطنت از ساير بهايم و سباع و شياطين جلو مىافتد؛ زيرا كه از براى قواى او سِمَت اطلاق است و ديگر موجودات محدود و مقيّدند، شهوت بهيمى او آخر ندارد، آتش غضب او عالمسوز است، شيطنت و روباه بازى او اهل عالم را بدبخت و بيچاره مىكند.
[١] و بسيارى از جنّ و انس را براى جهنَّم بيافريديم، آنان را دلهايى است كه با آن نمىفهمند، و چشمهايى است كه با آن نمىبينند، و گوشهايى است كه با آن نمىشنوند، آنها همانند چهارپايان هستند بلكه گمراهتر، آنان همان غافلانند.