شرح حديث« جنود عقل و جهل» - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٨٦ - فصل چهارم موعظت براى اصلاح نفس
اشارات، بلكه صراحات كتاب الهى [١] و احاديث شريفه وارده از اهل بيت وحى و تنزيل است [٢]، احتمال نيز دهد، بايد آرام نگيرد تا نفْس را اصلاح كند.
مصيبت در آن است كه جميع آيات باهره كتب آسمانى و تمام احاديث شريفه اهل بيت عصمت، از انبياء عظام و اولياء كرام، و تمام براهين اصحاب حكمت و فلسفه و مشاهدات ارباب رياضت و شهود، در قلوب قاسيه و دلهاى سخت ما ايجاد احتمال نكرده، و عمل ما مثل اشخاصى است كه يقين حتمى به كذب همه- نعوذ باللَّه- داريم.
عزيزا! اگر به هر يك از ما يك طفل ده ساله [اى] اطلاع دهد كه خانهات آتش گرفت يا پسرت در آب افتاد و الآن غرق مىشود، آيا اگر اشتغال به هر كار مهمّى داشته باشيم، دست از آن برداشته، در تعقيب اين اخبار هولناك سراسيمه مىدويم يا آن كه با اطمينان نفس نشسته اعتناء نمىكنيم؟ اكنون چه شده است، تمام آيات و اخبار و برهان و عيان به قدر خبر يك بچه ده ساله در ما تأثير نكرده.
اگر تأثير كرده بود، راحتى را از ما سلب نموده بود. آيا اين كورى باطن و عماى قلب را بايد به چه نحو معالجه كرد؟ آيا اين مرض قلبى محتاج به علاج و طبيب هست؟ آيا راهى براى علاج اين احتجاب و ظلمت هست؟ آيا كسى كه به مقدار خبر يك طفل نابالغ خبر انبياء و كتب آسمانى را نشمرده، بايد او را مؤمن دانست، و خواص ايمان را براى او ثابت كرد؟
اگر آنچه را كه مذكور شد با مراجعه به احوال خود درست يافتى، بدان كه
[١] نگاه كنيد به آيات: ٢ سوره حجّ؛ ٣٩- ٣٦ سوره نازعات؛ ٢٦- ٢٣ سوره فجر.
[٢] رجوع شود به: مجمع البيان، طبرسي (ره)، ج ١٠، ص ٦٤٢؛ تفسير نور الثّقلين، ج ٥، ص ٤٩٣، ح ٢٠؛ تفسير عليّ بن إبراهيم قمي، ج ٢، ص ٨١- ٨٠؛ علم اليقين، فيض كاشاني، ج ٢، ص ١٠٣٣.